• شماره ركورد
    14393
  • عنوان

    دولت جديد رژيم صهيونيستي؛ چشم انداز هاي داخلي و بين المللي

  • پديدآورندگان

    صديقي، اميرحسين تهيه و تدوين , گوهري مقدم، ابوذر ناظرعلمي

  • سال انتشار
    1400
  • زبان
    فارسي
  • اطلاعات نشر
    تهران مركز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي ايران
  • نوع گزارش
    گزارش پژوهشي
  • چكيده فارسي
    • دولت ائتلافي جديد رژيم صهيونيستي، از هشت حزب تشكيل شده است كه در آن دو حزب چپ گرا، سه حزب راست گرا، دو حزب ميانه رو و يك حزب عربي وجود دارند. با توجه به مرامنامهِ اين احزاب، به نظر مي رسد كه اين احزاب درون ائتلاف با يكديگر، و با ديگر احزاب خارج از ائتلاف، اختلاف هاي عمده و بسيار دارند. وجود طيف وسيعي از اختلافِ نظرها درون ائتلاف و چالش هاي مواجههِ ائتلاف با ديگر احزاب حاضر دركنِسِت، احتمال فروپاشي يا دست كم دشواري عملكرد آن در آينده را تقويت كرده است؛ ازجمله مسائلي كه مي توان به عنوان مهم ترين موضوع هاي چالش برانگيز بر سر راه اين ائتلاف متصور بود عبارتند از: «راه حل دو-كشوري»، «شهرك سازي در كرانه باختري» و «رابطه دين و دولت». •اين احزاب در مسئله «تشكيل دولت مستقل فلسطيني» در مواضعي كاملاً مخالف با يكديگر قرار دارند. بنابراين پرداختن ائتلاف فعلي به اين مسئله عملاً امكان پذير نخواهد بود؛ چراكه مطرح شدن آن موجوديت شكننده آن را تهديد خواهد كرد؛ درنتيجه به تعويق انداختن آن تنها راه حل موجود براي كنترل اين شكاف است. در مسئله ادامه «شهرك سازي» و يا توقف آن نيز اختلاف هاي چشمگيري بين اعضاي ائتلاف مشهود است كه مانور بر سر آن توسط دولت، سبب ساز كشمكش در ائتلاف خواهد شد. با وجود حضور يك جناح عربي به رهبري منصور عباس (با گرايش اسلامي)، مي توان با مسامحه بيان داشت كه دولت فعلي در زمينه «مناقشه دين و دولت» موضع نسبتاً همگوني دارد. •چالشِ دولتِ تغيير در ادامه راه، تنها مواضع غير همگون بين اعضاي ائتلاف نيست. يكي از مهم ترين چالش هاي اين دولت مواجهه و كشاكش آنها با ديگر احزاب خارج از ائتلاف در كنِسِت است. حزب ليكود با داشتن 30 كرسي، اولين رتبه را در تعداد نمايندگان در كنِسِت دارد و رهبر آن، اُپوزيسيون پارلمان را هدايت مي كند. از سوي ديگر احزاب مذهبي كنِسِت با احزابِ سكولارِ ائتلاف، اختلاف هاي ايدئولوژيك فاحشي دارند. •وجود چالش هاي گذشته، مخصوصاً عدم وتوي قطعنامه شوراي امنيت درباره محكوميت شهرك سازي در كرانه باختري در دوره رياست اوباما، سبب شده تا نگراني هاي رژيم در مورد چشم انداز روابط با ايالات متحده افزايش يابد. اقدام هاي احتمالي دولت جديد در كرانه باختري (شهرك سازي) و خشونت اين رژيم در غزه با فشارهايي از جانب دولت بايدن روبه رو خواهد شد. با همه اين چالش هاي احتمالي به نظر مي رسد كه دولت بايدن نيز خود را متعهد به رژيم صهيونيستي مي داند؛ بايدن پس از جنگ 12روزه غزه در ادامه سياستِ حمايت از رژيم صهيونيستي، متعهد شد تا سامانه گنبد آهنين را تقويت كند. با وجود نقدهاي بسيار از جانب مقامات يا شخصيت هاي علمي آكادميك در مورد حمايت هاي ايالات متحده از رژيم صهيونيستي، بايد انتظار داشت كه اين كشور، همچنان به حمايت هاي خود در ابعاد سياسي، نظامي و اقتصادي ادامه دهد. •پس از دهه ها تلاش براي مذاكراتِ صلح با فلسطينيان و شكست هاي پياپي آن، به نظر مي رسد، سردمداران رژيم صهيونيستي معتقدند كه حل منازعه فلسطين بايد از خارج مرزها اتفاق بيفتد؛ به عبارت ديگر آنها معتقدند كه با برقراري ارتباط با كشور هاي عربي و عادي سازي روابط مي توان رفته رفته گروه هاي فلسطيني را در پذيرش مذاكرات صلح تحت فشار قرار داد. سفر يائير لاپيد به امارات متحده عربي نشان از اين دارد كه «پروژه عادي سازي روابط با اعراب» جزو راهبردِ بلند مدت اين رژيم است؛ به گونه اي كه نمي توان تصميم سازان آن را به اشخاصي چون نتانياهو و يا بِنِت تقليل داد. روي هم رفته اين سناريو قابل پيش بيني است كه دولت جديد رژيم صهيونيستي با در پيش گرفتن پروژه ايران هراسي در منطقه به عادي سازي روابط خود با كشورهاي عربي ادامه دهد. •بيشتر اعضاي كابينه بِنِت در گذشته به عنوان اعضاي ارشد كابينه هاي مختلف نتانياهو طي 12 سال گذشته خدمت كرده و از سياست هاي برون مرزي نخست وزير سابق پشتيباني مي كنند؛ بنابراين با در نظر گرفتن تهديد وجودي، به نظر نمي رسد كه رفتار تهاجمي اين رژيم از بُعد نظامي و امنيتي در قبال ايران و ساير اعضاي جبهه مقاومت تعديل شود. با حضور مجدد «بِني گانتص» در سِمت وزارت دفاع، روي كار آمدن جو بايدن در ايالات متحده (با رويكردي ديپلماتيك)، فشار احزاب تندرو خارج از ائتلاف و آغاز بحران سياسي در لبنان، مي توان ادامه يا حتي گسترش تنش هاي پراكنده بين ايران و رژيم صهيونيستي را متصور بود. •نَفتالي بِنِت متعهد شده است تا موضع نتانياهو را در قبال تلاش هاي آمريكا براي احياي توافق هسته اي ايران حفظ كند. تفاوت بِنِت با نتانياهو در قبال برجام، عدم اتخاذ موضع انفعالي در برابر آن است؛ در واقع برخلاف نتانياهو كه در زمان رياست جمهوري اوباما موضعي قهرآميز را اتخاذ كرده بود، بِنِت سعي مي كند تا با گفتگو با جو بايدن تا حدِ امكان مطالبات امنيتي رژيم را در توافق تحميل كرده و اقدام هاي ديپلماتيك را در كنار عمليات خرابكارانه در ايران پيش ببرد.