• شماره ركورد كنفرانس
    3792
  • عنوان مقاله

    مقايسه ي عقل و عشق در انديشه‌ي مولوي و اقبال

  • پديدآورندگان

    حسين زاده گودرز ghosinzade@gmail.com سيستان وبلوچستان

  • تعداد صفحه
    13
  • كليدواژه
    مولوي , اقبال , عشق , عقل
  • سال انتشار
    1396
  • عنوان كنفرانس
    دومين همايش بين المللي اقبال و دنياي ما
  • زبان مدرك
    فارسي
  • چكيده فارسي
    با دقت در جاي جاي آثار اقبال، مكرر با دو واژه ي «عقل» و «عشق» مواجه مي شويم. اين دو واژه در انديشه‌ي اقبال اهميّت ويژه اي دارند. اقبال در جاهايي به عقل مي تازد و در جاهايي نيز جانب عقل را مي‌گيرد. ولي آنچه در نگاه او برجسته به نظر مي‌رسد اين است كه عقل را در سايه ي عشق و محبّت راهگشاي مسائل مي داند و تلفيق و معجوني از عشق و عقل را كليد رسيدن به هدف مي شمارد. از آنجا كه اقبال لاهوري خود را مريد مولوي(مولانا) مي داند، در حوزه ي انديشه و شعر از مولانا متأثر شده است و در دو مقوله ي « عشق » و «عقل» كه در مثنوي و ديوان شمس مولوي به كرار به چشم مي خورند، بين او و مولوي شباهت هايي ديده مي‌شود. مولوي نيز عقل را در جاهايي نكوهش مي‌كند و اين عقل نكوهش شده را به عقل جزئي تعبير مي نمايد . در جاهاي ديگر نيز آن را زيربناي جهان هستي مي داند و از آن تعبير به عقل كل مي‌كند. امّا درّ گرانبهاي صدف انديشه‌ي مولوي، عشقي است كه عقل از تفسير و بيان آن عاجز و ناتوان است. لذا در اين تحقيق سعي شده است شباهت هاي فكري مولانا و اقبال در دو مقوله ي عشق و عقل مورد بررسي قرار گيرد.
  • كشور
    ايران