• شماره ركورد كنفرانس
    3797
  • عنوان مقاله

    ملازمه عقل و بندگي در مثنوي با تأكيد بر قصه موسي و شبان

  • پديدآورندگان

    نيك پناه منصور Mansour.nikpanah@yahoo.com استاديار مجتمع آموزش عالي سراوان , نوري ابراهيم Mansour.nikpanah@yahoo.com استاديار دانشگاه سيستان و بلوچستان , حسن زاده كاظم دبير آموزش و پرورش

  • تعداد صفحه
    30
  • كليدواژه
    مثنوي مولوي , موسي و شبان , مراتب بندگي , عشق.
  • سال انتشار
    1396
  • عنوان كنفرانس
    دوازدهمين همايش بين المللي انجمن ترويج زبان و ادبيات فارسي ايران
  • زبان مدرك
    فارسي
  • چكيده فارسي
    سخن گفتن از مولانا و اثر ماندگارش مثنوي پايان ناپذير است. علي الخصوص بعضي از حكاياتش كه يك دنيا سخن را در مجموعه كوچك جمع كرده است. داستان موسي و شبان از اين دست قصه هاست. اصولا با بررسي مثنوي مولوي متوجه تناقض در گفتار شاعر در باب عقل و علم مي شويم. از يك طرف به شدت از عقل دفاع مي نمايد، از سوي ديگر در طرد و رد عقل حكم مي نمايد. اين مقاله با روشي توصيفي و تحليلي به اين موضوع به دست آويزي داستان موسي و شبان پرداخته مي شود. در عين حال اشاره اي به گونه هاي علم در آثار مولوي و تاثير معرفت و شناخت در نيل به اهداف عاليه مردان خدا خواهيم داشت. بنا به اينكه گاه ظاهر حكايت موسي و شبان دست مايه گروهي براي تشكيك در مباني اسلام مي گردد. داستان موسي و شبان نمايانگر مراتب معرفت بنده به خدا و به عبارتي بيانگر سطوح معرفت و عبوديّت باشد. از ديدگاه ايشان دارندگان ايمان تقليدي، خطرات زيادي پيش روي دارند كه موجب لغزش آنان از طريق هدايت مي گردد. در عين حال بيانگر مراتب شريعت و طريقت در اين حكايت مي باشيم. در عين حال بيان بندگي عاميانه و عشق به خالق هستي را مي توان از لابلاي حكايت استنباط نمود.
  • كشور
    ايران