شماره ركورد كنفرانس :
3838
عنوان مقاله :
مونيتورينگ فرآيندهاي آموزش و يادگيري بر اساس اهداف استراتژيك (تجربه موردي طراحي داشبورد آموزش در شركت ايران خودرو ديزل)
پديدآورندگان :
آقاعليخاني عليمحمد Alikhani.taty@gmail.com رئيس اداره كل آموزش و توسعه IKD ، كارشناسي ارشد فلسفه آموزش , زينلي وحيد Zeinali58@gmail.com كارشناس ارشد آموزش IKD، كارشناسي ارشد مكانيك
كليدواژه :
اهداف استراتژيك , پايش , شاخص , داشبورد , فرآيندهاي آموزش
عنوان كنفرانس :
سومين كنفرانس ملي آموزش و توسعه سرمايه انساني
چكيده فارسي :
در اين مطالعه كوتاه برآنيم كه نحوه اندازهگيري و نمايش خروجي¬هاي آموزش را مرور كرده و تاثير آن را در بهبود تصميمات به نحوي موثر و قانع كننده نمايش دهيم به گونهاي كه مديران سازمان با رويكردهاي چند وجهي (مهندسي، مالي و عملياتي) آنها را درك كرده ، بپذيرند و مهمتر از همه در بهبود آن نتايج با جريان آموزش و يادگيري همراهي بيشتري داشته باشند.
بر اساس يك منطق ساده آنچه را نتوانيم اندازهگيري كنيم نميتوانيم مديريت كنيم بنابراين آنچه اين مطالعه در پي آن است اين كه چگونه ميتوانيم جريان آموزش و يادگيري را بهتر مديريت كنيم؟ براي اين هدف از كجا بايد آغاز كنيم؟ و چه چيزي را بايد اندازهگيري كنيم؟
در پاسخ به اين پرسشها ابتدا بايد به يك سري مراجع و منابع مشخص دسترسي داشته باشيم تا مرجع اعتبار كليت كار باشند و دست كم در كار انطباق درستي مسير مرجع قضاوت باشند كه آنچه بن مايه اين مطالعه قرار گرفته است عبارتست از سند استراتژي آموزش و شناسنامه فرايندهاي آموزش ، با مطالعه و بازانگاري اين دو مستند در گام اول فهرستي از شاخصهاي اندازهگيري ناظر بر اهداف و فرآيندها استخراج شدند و در گام دوم با بهرهمندي از رويكرد تحقيق كيفي با حضور خبرگان آموزش و با روش طوفان مغزي فهرست شاخصهاي مورد نظر بر اساس دو عامل قابليت اندازهگيري و قابليت تصميمسازي استخراج شدند سپس شاخصهاي كليدي نهايي شده و مبناي كار در مونيتور كردن فرآيندها بر اساس اهداف استراتژيك قرار گرفته و يك بانك اطلاعاتي اوليه تدوين گرديد.
دلخواسته بعدي اين مطالعه نمايش درست، دقيق و اثرگذار دادههاي نشانگر عملكرد آموزش بود كه در همين راستا با بررسي پيشينه و سوابق و با تكيه بر داشتههاي در دسترس داشبورد ويژه و متناسب طراحي شده و در نهايت مجموعه مولفههاي اين پژوهش در قالب يك مدل مفهومي- عملياتي متناسب با نياز و شرايط سازمان طراحي گرديد. بر اساس اين مدل دادههاي مورد نياز مطابق با شاخصهاي تعريف شده و در بازههاي زماني معين گرداوري و در بانك اطلاعاتي مزبور وارد مي شوند و نتايج آن به طور خودكار در داشبود قابل مشاهده و رصد بوده و طبعا وضعيت هر شاخص، نشانگر يك وضعيت در يك طيف پنجگانه كه از پيش تعريف شدهاند بوده و در نهايت منجر به تصميم بهتر براي بهبود هر يك از فرآيندهاي مورد ارزيابي ميگردند.