شماره ركورد كنفرانس
3956
عنوان مقاله
حق اشتغال زنان و بازتاب آن در حقوق عمومي ايران
پديدآورندگان
سرحدي نرگس n_sarhadi135@yahoo.com دانشگاه تربيت مدرس ، موسسه آموزش عالي فضيلت سمنان , سرحدي كاظم دانشگاه تربيت مدرس ، موسسه آموزش عالي فضيلت سمنان
تعداد صفحه
8
كليدواژه
اشتغال زنان , حقوق عمومي , حق اشتغال.
سال انتشار
1395
عنوان كنفرانس
اولين همايش ملي نقش زنان در توسعه پايدار
زبان مدرك
فارسي
چكيده فارسي
اشتغال زنان به عنوان امري مبتلابه جامعه، موضوعي است كه ابعاد مختلف اقتصادي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي و حقوقي دارد و به تبع آن، در شاخههاي مختلف علوم انساني از جمله جامعهشناسي، علوم اقتصادي، علوم سياسي، جمعيتشناسي، روانشناسي، حقوق و ... بدان توجه زيادي مبذول گرديده است.
حجم قابل توجهي از ادبيات نظري و پژوهشهاي ميداني با محور قرار دادن موضوع اشتغال زنان در ايران و جهان توليد شده و روز به روز بر وسعت آن افزوده ميشود. نظريهپردازان توسعه و توسعه پايدار نيز در كنار صاحبنظران نحلههاي گوناگون فكري و رشتههاي مختلف علوم در اين باب به ارائه تئوري در باب مسائل پيرامون مبحث اشتغال بانوان پرداختهاند و حضور فعال زنان در جامعه كه اشتغال به عنوان مظهر تمام و كمال آن است، همواره به عنوان يكي از اركان توسعه در نظر گرفتهاند.
علم حقوق را بايد به نوعي مقصد نهايي پژوهشها و نظريهپردازيهاي مذكور دانست. تمام تلاشهاي نظري و عملي متفكران و پژوهشگران كه با هدف بهبود شرايط زنان در موضوع اشتغال و مسائل مرتبط با آن از سوي عالمان علوم انساني در رشتههاي گوناگون صورت ميپذيرد، تنها زماني ميتواند به طور عملي گرهگشا باشد كه مورد عنايت حقوقدانان و قانونگذاران قرار گيرد و به اتخاذ تصميمات قانوني براي رفع معضلات مزبور منجر شود و بدون ورود قانونگذار به حوزه اشتغال زنان، مشكل ميتوان اميدي به بهبود شرايط در اين موضوع داشت.
در اين مقاله، با بررسي اسناد مرتبط با حقوق عمومي ايران، بستر پيگيري و استيفاي حق اشتغال زنان در ايران، مناسب ارزيابي شده است؛ با اين حال، نياز به شفاف سازي هرچه بيشتر قانون و توجه بيشتر قانون گذار به شرايط زناني كه هم زمان در دو عرصه خانواده و اجتماع مشغول تلاش و فعاليت هستند، در كنار الزام نهادهاي فرهنگ ساز، به تلاش براي بهبود بستر فرهنگي و اجتماعي جهت حضور زنان در عرصه هاي اقتصادي و اجتماعي همچنان به طور جدي وجود دارد
كشور
ايران
لينک به اين مدرک