شماره ركورد كنفرانس
3990
عنوان مقاله
تأثير تجربۀ آموزش و پرورش پيش دبستاني بر اختلالات رفتاري و كارآمدي تحصيلي دانش آموزان پايۀ دوم ابتدايي
پديدآورندگان
متقي شكوفه mottaghi@ardakan.ac.ir استاديارگروه روان شناسي دانشگاه اردكان؛ , فقاني رادكاني فاطمه دانشجوي كارشناسي ارشد روانشناسي دانشگاه اردكان
تعداد صفحه
1
كليدواژه
آموزش و پرورش پيش دبستاني , اختلالات رفتاري , كارآمدي تحصيلي
سال انتشار
1397
عنوان كنفرانس
اولين كنگره بين المللي و پنجمين كنگره ملي آموزش و سلامت كودكان پيش از دبستان
زبان مدرك
فارسي
چكيده فارسي
مقدمه وبيان مساله: از آنجا كه كودكي اولين و مهمترين دوره زندگي آدمي است و ساختار شخصيتي و رفتاري انسان در اين دوره بنيان گذاشته مي¬شود، آموزش و پرورش در رشد انسان و تغيير و دگرگوني و ارتقاء جوامع انساني و بشري نقش تأثيرگذار و چشم¬گيري بر عهده دارد. آموزش و پرورش پيش از دبستان عبارت است از آموزشي كه از زمان تولد آغاز و تا شروع اولين سال¬هاي دبستان ادامه مي¬يابد. روانشناسان و صاحب¬نظران حتي با ديدگاههاي بسيار متفاوت، اعتقاد دارند كه سال¬هاي پيش¬دبستاني از با اهميت¬ترين سال¬ها در دوره رشد است. آن مسلمأ دوره¬اي است كه شالوده ساختارهاي رفتاري پيچيده در زندگي كودك شكل مي¬گيرد. از آنجايي كه كودك دائمأ در حال تعامل با محيط است و مي¬آموزد، لذا هرچه محيط غني¬تر باشد، برداشت كودك از محيط بيشتر مي¬شود. با توجه به اهميت اين دوره آموزشي در راستاي تحقيقات زياد در سطح كشورهاي جهان به منظور شناسايي تأثير اين دوره، پژوهش حاضر نيز از آن جمله مي¬باشد؛ كه با هدف بررسي تأثير تجربه آموزش و پرورش پيش¬دبستاني بر اختلالات رفتاري و كارآمدي تحصيلي دانش-آموزان پايه دوم ابتدايي صورت گرفته است.
مواد و روش: پژوهش حاضر يك تحقيق علي و مقايسه¬اي است كه در آن آزمون¬هاي پيشرفت تحصيلي محقق ساخته و مقياس ارزيابي اختلالات رفتاري(فرم معلم) بر روي 206 دانش¬آموزان دختر و پسر پايۀ دوم ابتدايي (106 نفر دانش¬آموز آموزش¬ ديده و 100 نفر دانش¬آموز آموزش نديده) كه به شيوۀ نمونه¬گيري خوشه¬اي از بين مدارس ابتدايي شهرستان شهركرد انتخاب شده بودند، اجرا گرديد. بعد از ورود داده¬ها به نرم افزار spss ، با استفاده از روش¬هاي آماراستنباطي از آزمون t مستقل براي بررسي تفاوت ميانگين ها وبا استفاده از تحليل واريانس دوعاملي، تعامل بين متغيرهاي اصلي و متغيرهاي فرعي مشخص شد و معنادار بودن تفاوت ميانگين¬ها مورد بررسي قرار گرفت.
يافته¬ها: در مقايسه نمرات اختلالات رفتاري، نتايج آزمون t نشان داد آزمودني¬هاي گروه آزمايش نسبت به گروه كنترل اختلال رفتاري كمتري داشتند ، همچنين مقايسه ميانگين¬ها با در نظر گرفتن متغير جنسيت نشان داد دختران (52/6) اختلال رفتاري كمتري نسبت به پسران (35/13) داشته¬اند كه از نظر آماري معنادار مي باشد(05/0p ).و باوجود اينكه تفاوت محسوس در ميانگين پيشرفت تحصيلي كليه آزمودني هاي گروه آزمايشي و كنترل وجود ندارد اما برتري پيشرفت تحصيلي آزمودني¬هاي گروه آزمايش نسبت به گروه كنترل نشان داده شده است. در مقايسه نتايج مربوط به پيشرفت تحصيليِ آزمودنيهاي پسر و دختر برتري دختران نشان داده شده است. به ويژه در درس هنر كه مقايسه ميانگين هاي آزمودني هاي دختر وپسر تفاوت معنادار را نشان مي دهد.
بحث و نتيجه گيري: نتايج اين پژوهش نشان داد كه بين دانش آموزان آموزش ديده و آموزش نديده از لحاظ اختلال رفتاري تفاوت معنادار وجود داشته و دانش آموزان آموزش ديده از اختلال رفتاري كمتري نسبت به دانش¬آموزان آموزش نديده برخوردارند. با توجه به نتايج پژوهش مي توان آموزش پيش دبستاني را به عنوان آموزشي موثر در كاهش مشكلات رفتاري دانش آموزان دوره ابتدائي موثر دانست.
كشور
ايران
لينک به اين مدرک