• شماره ركورد كنفرانس
    5178
  • عنوان مقاله

    بررسي روابط ساختاري بين درگيري، حق برند مقصد، سطح رضايت و تمايل به ديدن در مقصد

  • پديدآورندگان

    ايزد خواه مجيد موسسه غير انتفاعي آمل

  • تعداد صفحه
    18
  • كليدواژه
    درگيري , حق برند , سطح رضايت مندي , تمايل به ديدن , پگاه
  • سال انتشار
    1399
  • عنوان كنفرانس
    چهارمين كنفرانس ملي الگوهاي نوين مديريت و كسب و كار
  • زبان مدرك
    فارسي
  • چكيده فارسي
    تحقيقات مختلف نشان داده اند كه عواملي چون نام مارك، كيفيت محصول، قيمت، محيط فروشگاه، شكل ظاهري، تبليغات، كيفيت ارائه خدمات و تأثيرپذيري از ديگران از جمله عوامل موثر در افزايش وفاداري و خريد مشتريان است. از طرفي، ساختارهاي درگيرشده توجهات زيادي را در منبع رفتار مصرف كننده به خود جلب مي كنند و طي دو دهه اخير يك مفهوم خاموش براي شناخت، لذت، تفريح و رفتار به وجود آمده است ]1[. از آنجايي كه در كارهاي اوليه ميزان درگيري ها معطوف به بررسي هاي گسترده مقصد، مفهوم، تئوري و تجربي بودند؛ بنابراين درگيري در نقاط مختلفي تعريف شده و اجرا مي شود و شامل روان شناسي، علوم سياسي ، تفريح و بازاريابي است ]2[. از زماني كه واژه حق برند در دهه 1980 به وجود آمد به مسئله بازيابي دانشگاهيان و شركت كننده ها بسيار توجه شده است. هدف اصلي اين تحقيق بررسي روابط ساختاري بين درگيري، حق برند مقصد، سطح رضايت و تمايل به ديدن در مقصد است. اين تحقيق از لحاظ هدف از نوع كاربردي و از لحاظ نوع تحقيق، توصيفي و پيمايشي است. روش تحقيق نيز از نوع ميداني است. جامعه آماري در اين تحقيق شامل مشتريان شركت صنايع شير ايران (پگاه) يا مشتريان حقيقي است كه در سطح شهر و خريداران محصولات هستند. جهت بررسي فرضيه هاي پژوهش و تصميم گيري در مورد داده-هاي جمع آوري شده از نرم افزارهاي SPSS و AMOS استفاده شده است كه در ابتدا آمار توصيفي و سپس به استنباط داده هاي كسب شده پرداخته شد. نتايج تحقيق نشان داد ميان عناصر درگيري و حق به برند، رابطه مثبت و معني داري وجود ندارد. اما بين مابقي متغيرها روابط مثبت و معناداري برقرار است.
  • كشور
    ايران