شماره ركورد كنفرانس
5188
عنوان مقاله
چارچوب مفهومي و وضعيت ادبيات نوآوري اجتماعي در ايران
پديدآورندگان
اشتري مهرجردي اباذر موسسه مطالعات اجتماعي و فرهنگي
تعداد صفحه
7
كليدواژه
نوآوري اجتماعي , توسعه اجتماعي , ايران , استارت آپ
سال انتشار
1400
عنوان كنفرانس
الگوي اسلامي ايراني پيشرفت: تبيين و بايستههاي اجرا
زبان مدرك
فارسي
چكيده فارسي
در اين مقاله سعي شده ابهامات و اغتشاشات مفهومي موجود در ادبيات نوظهور نوآوري اجتماعي را دستهبندي و نهايتاً تعريفي جامع، ارائه شود. سپس ادبيات مكتوب (شامل مقاله و كتاب) موجود در كشور ارزيابي و نقد شده و نهايتاً فعاليتهاي مورد ادعاي نوآوري اجتماعي در كشور شامل كميته امداد- جهاد سازندگي- هيئتها و خيريهها مورد ارزيابي قرار خواهند گرفت. از ميان بيش از 100 تعريف موجود كه از سال 2011 ميلادي تاكنون در حوزه نوآوري اجتماعي مطرح شده شايد بتوان آنها را در 7 دسته جاي داد: دسته اول: نوآوري اجتماعي براي انجام كاري خوب (زندگي بهتر رفاه/ بهبودي) در/ براي جامعه- دسته دوم: نوآوري اجتماعي براي تغيير شيوههاي اجتماعي و/ يا ساختار- دسته سوم: كمك به توسعه شهري و جامعه- دسته چهارم: تجديد سازمان فرايندهاي كار- دسته پنجم: درهمآميختگي نوآوريهاي فناورانه با مفهوم فرهنگي- دسته ششم: ايجاد تغييرات در حوزه و قلمرو كار اجتماعي(محروميت اجتماعي)- دسته هفتم: ايجاد نوآوري با استفاده از ارتباطات. در نهايت به نظر من، نوآوري اجتماعي مجموعه فعاليتها و اقدامات جديدي هستند كه پاسخهايي بهتر و اثربخشتر براي مشكلات اجتماعي حداقل يك قشر از جامعه، فراهم ميكنند. اين امر از طريق فرآيندهاي اجتماعي در قالب ارزشها و هنجارهاي بومي، به عبارتي ايجاد روابط اجتماعي بين گروههاي مختلف كه در حل مشكل مورد نظر ذينفع هستند، جلب مشاركت و توانمندسازي آنها، صورت ميپذيرد. نكته مهم در اين تعريف؛ توجه به سه رويكرد كليدي غالب درباره نوآوري اجتماعي شامل تقاضاي اجتماعي، چالشهاي اجتماعي و تغييرات سيستماتيك است كه به فرايند توسعه سازماني و تغيير در روابط نهادها و ذينفعان، تحول در نگرشها و باورها، راهبردها و خطمشيها، ساختارها و فرآيند سازماني، خدمات و سيستمهاي ارائه آن و روشهاي كار، مأموريت و مسئوليت مؤسسات، پيوند ميان آنها و طيف مختلف بازيگران مربوط است. ارزيابي 30 مورد ادبيات مكتوب (شامل مقاله و كتاب) موجود در كشور نشان از مغشوش بودن مفهوم، ميدان و مناسبات اين پديده نوظهور دارد. ادبيات جهاني نيز بنا بر رويكردهاي متفاوتي كه متناسب با هر فرهنگ و جامعه داشته، كاملاً متفاوت و مشوش است. جالب آنكه حداقل محقق، به مطالعه يا مقالهاي كه با تحليلي اجتماعي- انتقادي به پديده نوظهور نوآوري اجتماعي پرداخته باشد، بر نخورده در حالي كه مهمترين قيد اين مفهوم، اجتماعي است. يكي از مشكلات رويكردهاي مورد ادعاي نوآوري اجتماعي (سنتي، هيئتي و خيريهاي (كه همه ميخواهند نفعي برسانند))، آن است كه چون مقطعي كار ميكنند و به لحاظ زماني، پايايي ندارند؛ واقعاً معضل را از بين نبرده و در بهترين حالت مثل يك مسكِّن هستند. ميتوانيد مسكِّن را دوباره تجويز كنيد ولي ريشه مسئله هيچ تغييري نكرده است.
كشور
ايران
لينک به اين مدرک