• شماره ركورد كنفرانس
    5196
  • عنوان مقاله

    نگاهي به استعاره‌هاي جسم در غزليات مولانا

  • پديدآورندگان

    شاهمرادي شهلا sh.shahmordi98@gmail.com دانش‌آموختة كارشناسي ارشد زبان و ادبيات فارسي. دانشگاه آزاد كرمانشاه،

  • تعداد صفحه
    12
  • كليدواژه
    جسم , استعاره , مولوي , غزليات
  • سال انتشار
    1401
  • عنوان كنفرانس
    يازدهمين همايش ملي متن پژوهي ادبي
  • زبان مدرك
    فارسي
  • چكيده فارسي
    استعاره به عنوان يكي از عناصر زيبايي سخن، از راه‌هاي ظهور احساسات و عواطف اديبان و شاعران در متن‌هاي ادبي محسوب مي‌شود، به گونه‌اي كه به خاطر ايجاز و مختصرگويي آن، مناسب‌ترين آراية ادبي براي بيان اين عواطف و احساسات به شمار مي‌رود. غزل‌هاي مولانا، سرشار از استعاره‌هايي است كه وي از طريق آن انديشه‌هاي عرفاني را بيان كرده‌است. يكي از مفاهيمي كه وي با توجه به مشرب عرفاني خويش، بدان پرداخته‌است، تن مي‌باشد. آنچه مسلّم است؛ تن آدمي در متون عرفاني، همواره نگاه منفي عرفا را به خود داشته‌ و اغلب به نپرداختن و توجه نداشتن به آن توصيه كرده‌اند. از اين‌رو، نوشتار حاضر بر آن است با رويكردي توصيفي-تحليلي، ضمن بيان استعاره‌هاي تن در غزليات شمس، رويكرد مولانا را در چرايي انتخاب اين استعاره‌ها بيان كند. يافته‌هاي پژوهش، نشان از نگاه منفي مولوي به تن دارد؛ وي در اين استعاره‌ها، متأثر از آبشخور فكري عرفاني خويش، تن آدمي را قفس، زندان و محبس، خر، حجاب و . . . مي‌داند كه پرداختن به آن، مانع رسيدن آدمي به كمال مي‌شود، بنابراين، پيوسته مخاطبش را به شكستن اين قفس و رها كردن خربندگي و رستگاري از زندان تن فرا مي‌خواند.
  • كشور
    ايران