شماره ركورد كنفرانس
5196
عنوان مقاله
بررسي نمود واژه ي « ني» در ديوان حزين لاهيجي
پديدآورندگان
بهزادي احمد ahmadbehzadikaraj@yahoo.com دانشگاه نجف آباد اصفهان
تعداد صفحه
17
كليدواژه
واژه شناسي , تحول معنايي , ني , حزين لاهيجي , تمثيل , مجاز , ديوان اشعار
سال انتشار
1401
عنوان كنفرانس
يازدهمين همايش ملي متن پژوهي ادبي
زبان مدرك
فارسي
چكيده فارسي
مهم ترين تاثيرات تصوف، در نگاه شاعران نسبت به واژه هاي كليدي و پربسامد و يا نگاه عارفانه نسبت به آن هاست. بابررسي نمود اين واژه ها در شعرشاعران پس ازمولانا، مي توان به سير تحول معنايي و نحوه ي كاربرد آن ها دست يافت. يكي از اين واژه ها كه بعد از ني-نامه ي مولانا معاني متعددي به خودگرفته، لفظ«ني» است. حزين لاهيجي، در ميان شاعران شيوه ي هندي به دلايلي از جمله پيشينه ي علمي، محيط خانوادگي و اجتماعي كه در آن باليده است؛ بيش از ديگر شاعران اين سبك، رنگ تصوف در اشعارش ديده مي شود. در ديوان حزين لاهيجي در قالب هاي مثنوي، قصيده، غزل، قطعه و رباعي، واژه ي «ني» نود و يك بار تكرار شده است، كه در اين ميان، هشت تركيب و تعبير كنايي تازه به دست آمد: ني سوده، ني خسرواني، ني در رگ ترهات شكستن، ني به ناف بداختر انداختن، داغ ني در كوچه بند استخوان ديدن، ني رعشه دار، ني به ناموس كردن و ني از بينوايي ها كوچه ي خموشانست. ديگر موارد استفاده بدين قرار است: تمثيلي از خود شاعر، سرايش توسط ني، خامه بودن ني، آتش در ني زدن، در معني قلم و مجاز به علاقه آليه از سخن، سخن سنجي ني، ني به طاق بلند افكندن، آتش زدن ني شاعر را، سرود عشق طي كردن مطرب با ني، دم اژدهايي ني، طي كردن شب فراق با دم گرفتن ني، ني به ناخن كردن، طرب انگيزي، ني محزون، تهي از خويش مانند ني، ني خيزران، شكرخايي كردن ني كلك، حيات دوباره ي مردگان، طفل ني سوار، ني وحدتسرا، همسري با بلبل، ني استخوان، لب بستن، ناله ي رساي ني، محفل افروزي مانند شمع طور، اثر عصاي موسي داشتن.
كشور
ايران
لينک به اين مدرک