• شماره ركورد كنفرانس
    5199
  • عنوان مقاله

    جاودانگي عشق از منظر ادبيات تطبيقي و جامعه شناسي در اشعار نزار قبابي و ميرزا حسين كريمي مراغه اي

  • عنوان به زبان ديگر
    The immortality of love from the perspective of comparative literature in the poems of Nizar Gabbani and Mirza Hossein Karimi Maraghei
  • پديدآورندگان

    دولتي محسن دانشگاه آزاد اسلامي , بهادر شجاعي سكينه دانشگاه آزاد اسلامي

  • تعداد صفحه
    36
  • كليدواژه
    كليدواژه‌ها: ادبيّات تطبيقي , ميرزا حسين كريمي مراغه اي , نزار قباني , عشق , معشوق , شعر
  • سال انتشار
    1400
  • عنوان كنفرانس
    هفتمين همايش ملي پژوهش هاي نوين در حوزه زبان و ادبيات ايران
  • زبان مدرك
    فارسي
  • چكيده فارسي
    عشق به زن از متعالي ترين احساس مشترك روح انسان هاست كه به عنوان يكي از مضامين جاويدان شعري در ادبيات تمام ملل جهان و در هميشه ي روزگاران حضور داشته است . نميتوان ادبيات و شعر را بدون حضور زن تصور كرد چرا كه اگر اين مضمون والا از شعر و ادبيات كنار گذاشته شد چيزي جز توصيف و تحليل هاي صرف تاريخي و اجتماعي و سياسي و عاميانه چيز ديگري از ادبيات بر جا نمي ماند . شاعري را نميتوان پيدا كرد كه در اشعار خود به نحوي به بحث زن نپرداخته باشد و در مورد عشق زن قلم سرايي نكرده باشد . هر چند كيفيت و كميت پرداخت شاعران به زن و عشق او متفاوت بوده ولي در كل مقوله ي زن در هر زمان و تاريخ يكي از مباحث اصلي شعر شاعران بوده است . در اين مقاله خصوصيات و ويژگي هاي بارز زن در اشعار نزار قباني نامي ترين و پرنفوذ ترين شاعر معاصر عرب و ميرزا حسين كريمي مراغه اي از بزرگترين شعراي معاصر ايران زمين به تصوير كشيده شده است . با بررسي تطبيقي و مقايسه اي اين دو شاعر تفاوت و شباهت و كيفيت و كميت هاي اشعار آن به ديد افكار عمومي از سلايق مختلف گذاشته شده است . اين مطالعه و مقايسه به روش تطبيقي و به شيوه اسنادي كتابخانه اي انجام شده است و شعر هاي اين دو شاعر بزرگ ايراني و سوري در موردعشق و زن مورد مطالعه و بررسي قرار گرفته و به جايگاه و خواستگاه و علل و عوامل پيدايش آن اشاره شده است . ميرزا حسين كريمي مراغه اي بزرگ شاعر معاصرمي باشد. بخشي مهم از ميراث شعري او را تغنيات، غزل‌ها و اشعار عاشقانه و طنز اجتماعي بر‌مي‌سازد . پژوهش حاضر كه با روش توصيفي-تحليلي به مقايسه مضامين عاشقانه و توجه به معشوق زميني دراشعار اين دو شاعر پرداخته ابتدا به ارايه تعريفي مختصر از عشق و همچنين مختصري از زندگينامه ميرزا حسين كريمي مراغه و نزار قباني پرداخته و در ادامه مضامين مشترك در شعر دو شاعر را با ارايه نمونه‌هاي شعري بررسي كرده است. اين پژوهش مي‌نماياند كه ميان ديدگاه دو شاعر نسبت به معشوق زميني تفاوت‌ها و شباهت‌هايي وجود دارد. هر دو شاعر عشق را سرنوشتي محتوم مي‌دانند و نسبت به معشوق زميني نظري ايجابي دارند. كريمي مراغه اي و نزار قباني از چهره هاي شاخص شاعران نوستالژيك ادبيات معاصرند كه بنا بر ضرورت و نياز جامعه اي كه در آن زيسته اند، به سرودن اشعار عاشقانه پرداخته اند. عشق در اشعار اين دو شاعر از سطح محدود عواطف دو انسان نسبت به هم فراتر رفته و به عقيده اي مستحكم براي نجات بشريت از غم و اندوه ها و ساختن مدينه فاضله بدل گشته و در حقيقت، جوهره حقيقي نجات انسان و انسانيت شده است. اين دو شاعر بين وجدان و عشق فردي و جمعي خويش پيوند برقرار كرده اند كه اين مهم در اشعار نزار قباني بارزتر است. از اين رو، در عاشقانه هايشان از عشق به وطن، آزادي و انسانيت سخن گفته اند كه نگرش رمانتيك و در عين حال، واقع گرايانه آن ها با زبان نرم و زلال شعريشان بر اثر گذاري اين اشعار در بين مخاطبين مي افزايد. از اين رو، در عاشقانه هايشان از عشق به وطن، آزادي و انسانيت سخن گفته اند كه نگرش رمانتيك و در عين حال، واقع گرايانه آن ها با زبان نرم و زلال شعريشان بر اثر گذاري اين اشعار در بين مخاطبين مي افزايد. تاكيد اغلب شاعران بر مفهوم عشق با وجود همه ناكامي ها و سختي ها از آن روي بوده كه عشق و محبت در سامان دهي جامعه آرماني و ايجاد سلامت رواني جامعه موثر است باتوجه به اين مهم اين جستار در پي آن است تا با روش توصيفي تحليلي به بررسي شاخصه هاي عشق در اشعار اين دو شاعر پرداخته و گوشه اي از افكار و تلاش هاي اين دو اديب را در جهت تعالي جامعه شان بازگو كند در ادبيات معاصر ايران و عرب در شاخه شعر غنايي، كريمي مراغه اي و نزار قباني دو شاعر مطرح و نام آشنا به شمار مي روند. عشق،كهن ترين و در عين حال، پيچيده ترين مضمون ادبيات غنايي، در شعر اين دو شاعر نمودي عيني دارد .نزار قباني،شاعر زن و شراب، نگاه سنتي و مدرن را در مورد زن و عشق با هم تلفيق كرده و تصويري جديد از معشوقه ارايه داده است، تصويري كه هدف غايي آن تلطيف نگاه مردسالار جامعه عرب نسبت به زن است.زبان شعر او نيز بسيار لطيف و عام فهم است، به گونه اي كه جامعه در شكل هاي مختلف به خوبي با آن ارتباط برقرار كرده است.در شعرميرزا حسين كريمي مراغه اي اگر چه معشوق به اندازه شعر نزار قباني حضور و نمود ندارد، اما آميزش نگاه سنتي و مدرن به خوبي نمايان است.سيمين بهبهاني از يك سو پايبند به جريان شعر غنايي سنتي است.بر اين اساس، در شعر او معشوق هنوز تيپيك و كليشه اي است. از سوي ديگر، شخصيت زن به فراتر از مرزهاي تن ارتقا يافته است. زبان سهل ممتنعِ كريمي مراغه اي از ديگر مواردي است كه باعث شباهت ويژگي هاي شعر وي با نزار قباني مي گردد. اين مقاله مي كوشد مضامين عاشقانه را در دو اشعار شاعر تغزلي معاصر مورد مطالعه قرار دهد و ويژگي هاي عشق و معشوق را در آثار آن ها مقايسه كند . دانشجوي دكتري زبان و ادبيات فارسي دانشگاه آزاد خدابنده
  • كشور
    ايران