• شماره ركورد كنفرانس
    5199
  • عنوان مقاله

    چشم در اصطلاحات عاميانه فارسي: رويكردي شناختي

  • عنوان به زبان ديگر
    Persian Eye-Idioms: A Cognitive Approach
  • پديدآورندگان

    ملكي ساسان دانشگاه ملاير , عليزاده غياث الدين دانشگاه ملاير

  • تعداد صفحه
    11
  • كليدواژه
    اصطلاحات , استعاره , مَجاز , دانش متعارف , تصويرگونگي
  • سال انتشار
    1400
  • عنوان كنفرانس
    هفتمين همايش ملي پژوهش هاي نوين در حوزه زبان و ادبيات ايران
  • زبان مدرك
    فارسي
  • چكيده فارسي
    اين مقاله به بررسي و تبيين سازوكارهاي شناختي مرتبط با واژة «چشم» در اصطلاحات عاميانة زبان فارسي مي پردازد. پيكرۀ مورد استفاده در اين پژوهشِ توصيفي-تحليلي، شواهدي هستند كه نجفي (1387) براي اصطلاحات داراي واژة «چشم» آورده است. مباني نظري مورد استفاده در اين مقاله، مبتني بر نظرات ليكاف و جانسون (1980) و كووچِش و سابو (1996) است. بررسي ها نشان داد كه «چشم» به عنوان يك قلمرو عيني در اصطلاحات عاميانة زبان فارسي، به مفهوم سازي «طمع»، «حسادت»، «گرامي بودن»، «جذابيت»، «پذيرش»، «انتظار و اميد»، «مناعتِ طبع»، «ترس» و «مسئوليت» در قالب اصطلاحات مبتني بر استعاره مي پردازد و مفاهيمي چون «ديدن»، «تاريكي»، «مرگ»، «خواب»، «انتظار»، «زمان»، «مراقبت»، «سوءاستفاده»، «شرمساري» و «ناراحتي» به واسطة دانش متعارف انگيخته مي شوند. «چشم» از منظر مَجاز، تنها به صورت علاقة سببيّت در شواهد مشاهده گرديد. اينكه اصطلاحات، چه در قالب استعاره و چه دانش متعارف، به جنبه هايي متفاوت از يك مفهوم كلّي مي پردازند، نشانگر تصويرگونگي كميّت است و چندمعنايي در اصطلاحات، حاكي از رعايت اصل اقتصاد زباني است.
  • كشور
    ايران