شماره ركورد كنفرانس
5217
عنوان مقاله
استعارههاي مفهومي عشق و زندگي و ارتباط آنها با مرگ در اشعار فروغ فرخزاد
پديدآورندگان
كسائي مريم maryamkasaiy64@yahoo.com دانشگاه ايلام
تعداد صفحه
20
كليدواژه
فروغ فرخزاد , استعارۀ مفهومي , عشق , سايق مرگ , سايق زندگي
سال انتشار
1401
عنوان كنفرانس
دوازدهمين همايش ملي متن پژوهي ادبي
زبان مدرك
فارسي
چكيده فارسي
با تحليل استعارات مفهومي، ميتوان رويكرد شاعران را در بيان مفاهيم ذهني از رهگذر امور ملموس بازشناخت. افزون بر آن بررسي و تحليل استعارههاي مفهومي در آثار شاعران اصيل، نمودار ذهنيت و طرز تفكر و بيانگر نگاه آنها به انسان، جهان و زندگي است. موضوع اين پژوهش كه به روش توصيفي ـ تحليلي انجام گرفته، بررسي استعارههاي مفهوميِ عشق و زندگي و تقابل يا همپايي آنها با مرگ در اشعار فروغ فرخزاد است. عنصر مسلط بر ذهن فروغ، مرگانديشي و زوال است. هرگاه از زندگي و عشق سخن ميگويد، با لحني اندوهناك زوال و نابودي را نيز تصوير ميكند. او در عين ميل شديد به زندگي و عشق از مرگ و تجربۀ ويراني سخن ميگويد و اين نوسان دائمي يادآور ديدگاه فرويد در رابطه با غرايز انسان و تأثير سوايق عشق و مرگ در انديشه و اعمال آدمي است. در دورۀ نخست شاعري فروغ، انديشه و بيان او به فرم كامل و نهايي نرسيده و مفاهيم عشق و مرگ به شكل قراردادي، كلي و در تضاد باهم ذكر شدهاند. در حاليكه در دو دفتر پاياني يعني تولدي ديگر و ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد، اين مفاهيم به شكلي ژرف و هنري در كل شعر ريشه دوانده است. در اين حال سايق عشق و مرگ نه در تضاد با هم بلكه در كنار هم طرح ميشود و مرگ همانند بخشي از زندگي و ادامۀ طبيعي آن تصوير ميگردد.
كشور
ايران
لينک به اين مدرک