شماره ركورد كنفرانس
5224
عنوان مقاله
كاربست مطالعات فرهنگي در مطالعات صلح
پديدآورندگان
كريمي مهدي M.karimi@ihcs.ac.ir پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، تهران، ايران , شاكري احمد A.shakeri@ihcs.ac.ir پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، تهران، ايران
تعداد صفحه
12
كليدواژه
صلح , مطالعات صلح , مطالعات فرهنگي
سال انتشار
1400
عنوان كنفرانس
صلح پژوهي
زبان مدرك
فارسي
چكيده فارسي
حوزه مطالعات صلح به عنوان حوزهاي فرارشتهاي و نه بينرشتهاي، تحولات چشمگيري را در طول تاريخ بشر به خود ديده است. از نگاه اديان و مذاهب مختلف گرفته تا رويكرد روابط بينالمللي به صلح و تا نگاه مثبت و منفي گالتونگي به صلح و تا صلح با طبيعت (آهيسما)، همه نشانگر تحولات در سير تاريخي اين حوزه مطالعاتي است. رشتههاي متفاوتي از محيط زيست گرفته تا اديان، همگي در تحولات و پيشرفت مطالعات صلح نقش مهمي داشتهاند. يكي از اين حوزههاي مطالعاتي كه پس از جنگ سرد و دوران جهاني شدن، نقش بيبديلي در تحول مطالعات صلح داشته است، مطالعات فرهنگي بوده است. در مقاله حاضر تلاش ميشود به روش توصيفي-تحليلي نشان داده شود مطالعات فرهنگي چارچوبي ايدهآل براي ارتقاي ايده مكالمه فراهم ميكند؛ به گونهاي كه مطالعات فرهنگي فرايند ارتباط دادن معناها از طريق گفتگو با استفاده از رشتههاي متفاوت براي بيان روشي به منظور درك بهتر جهان است. در همين راستا مطالعات فرهنگي در چارجوب مطالعات صلح ميتواند به چند طريق در تحقق صلح پايدار نقشآفرين باشد: 1) ارتقاي چند فرهنگگرايي: نتيجه ايدهآل چند فرهنگگرايي، بناي فرهنگ صلح، مسلم فرضكردن كثرتگرايي و وحدت مثبت در مشاركت مدني و زندگي اجتماعي است؛ 2) ارتقاي انعطافپذيري فرهنگي: شناخت فرهنگهاي «ديگري» و باز شدن مسير ديالوگ در كنار آموزش صلح ميتواند گامي موثر در اين زمينه باشد؛ 3) نهادينه كردن هنجارهاي حل مسالمتآميز اختلافات: فرهنگ حل اختلافات از طريق مسالمتآميز و بهويژه از طريق گفتگو راه را براي هرگونه اقدام خشونتآميز مي بندد و ابزارهاي خشونتآميز را نيز غيرمشروع ميسازد؛ 4) به چالشكشيدن مفروضات فرهنگ هاي مسلط: مفروضات متعددي در فرهنگهاي مسلط وجود دارند كه با نفي موجوديتهاي «ديگر» ماهيتي سلطهجويانه داشته و آنها را به حاشيه ميرانند. به چالش كشيدن اين مفروضات گامي مهم در رفع يكي از مهمترين علل منازعه در دوران معاصر است؛ 5) تحول در نگاه به صلح يعني از صلح بالا به پايين به صلح از پايين به بالا: مطالعات فرهنگي با تاكيد بر نگاه از پايين به بالا و به چالش كشيدن رويكرد دولتي و بينالدولي به صلح، بر نقش مردم تاكيد ميكند. مردم هسته اصلي و موضوع صلح هستند؛ 6) تحول در درك انسان نسبت به طبيعت: يكي از مهمترين علل تخريب محيط زيست به چگونگي درك انسان از خود و طبيعت باز ميگردد كه تبديل به انگارهاي فرهنگي شده است. تحول درك انسان از خود به عنوان جزيي از طبيعت و نه حاكم بر آن ميتواند انسان را به صلح با طبيعت رهنمون سازد.
كشور
ايران
لينک به اين مدرک