شماره ركورد كنفرانس
5224
عنوان مقاله
صلح مردم سالارانه كانت؛ افسانه تحقق يا عدم تحقق آن
پديدآورندگان
شعباني محمد علي Shaabanimohammadali92@gmail.com مركز بين المللي توسعه صلح فرهنگ و عقلانيت، قم، ايران
تعداد صفحه
12
كليدواژه
صلح مردم سالارانه , هنجارها و فرهنگ , دولتهاي مردم سالار , محدوديتهاي نهادي , مكتب واقعگرايي
سال انتشار
1400
عنوان كنفرانس
صلح پژوهي
زبان مدرك
فارسي
چكيده فارسي
نظريه صلح مردم سالارانه موضوعات نظري بسيار مهمي را در عرصه سياست بينالملل به ميان ميآورد. اين ادعا كه رفتار دولتهاي مردم سالار در قبال يكديگر با رفتارشان در قبال دولتهاي غير مردم سالار يكسان است تا قلب مباحثه نظريه روابط بينالملل درباره برجستگي نسبي تبيينهاي ناظر بر نتايج سياسي بينالمللي كه مبتني بر تصوير سياست داخلي و نيز تصوير ساختار نظام هستند تأثير ميگذارد. از اين گذشته، نظريه صلح مردم سالارانه در جهان واقع نيز حائز اهميت است. سياستگذاراني كه به نظريه فوق باور دارند بين امنيت آمريكا و گسترش مردم سالاري پيوند تعيين كنندهاي ميبينند كه از نظر آنان نوشدارويي براي جلوگيري از جنگهاي آينده است. در واقع برخي از نظريهپردازان صلح مردم سالارانه كه در نظامي بينالمللي كه از تعداد تعيين كنندهاي از دولتهاي مردم سالار تشكيل يافته باشد، شايد تا حدودي اين امكان وجود داشته باشد كه اصول واقعگرايي را كه دست كم از قرن هفدهم به اين سو با حذف اصول ليبراليستي و يا آرمانگرايانه بر رويه دولتها سايه افكنده است از دور خارج كنيم. اگر چه از قرن نوزدهم شاهد عمليتر شدن نظريه رئاليسم يا واقعگرايي در سطح نظام بينالملل بر اساس رويدادهاي حادث در اين قرن بودهايم. در مقاله حاضر، توجه ما اساساً معطوف به انتقاد از مجاب كننده بودن منطق علّي نظريه صلح مردم سالارانه است و ميخواهيم ببينيم آيا نظريه يادشده بهتر نتايج بينالمللي را پيشبيني ميكند يا مكتب واقعگرايي. پس از آن، با توجه به نتيجههايي كه درباره ميزان قدرت تبيين نظريه صلح مردم سالارانه ميگيريم به ارزيابي مختصر قوت و قدرت شواهد تجربي اين نظريه ميپردازيم.
كشور
ايران
لينک به اين مدرک