• شماره ركورد كنفرانس
    5555
  • عنوان مقاله

    نسبت تئاتر و مسئوليت اجتماعي در تاريخ معاصر ايران

  • پديدآورندگان

    محمدي محمد دانش آموختۀ كارشناسي ارشد كارگرداني تئاتر، پرديس بين المللي فارابي، دانشگاه هنر

  • تعداد صفحه
    10
  • كليدواژه
    مسئوليت اجتماعي , پسا انسان , هنرمند(متخصص , غيرحرفه اي , غير متخصص) , نقدي بي واسطه
  • سال انتشار
    1400
  • عنوان كنفرانس
    تئاتر و ارتباطات فرهنگي
  • زبان مدرك
    فارسي
  • چكيده فارسي
    نسبت تئاتر و مسئوليت اجتماعي براي اثر گذاري در جامعه و بر دولت ها، موضوعي بسيار مهم و ريشه اي است. پژوهشگر براي پي بردن به نسبت تئاتر و مسئوليت اجتماعي، ابعاد مسئوليت و مشكلات پيش روي اختيارات هنرمند در حوزۀ تئاتر را مورد بررسي قرارداده است. امروزه دلايل چندي مي تواند زمينه ايجاد فاصله بين اين دو حوزۀ شود كه مهمترين آنها عدم شناخت متقابل (هنرمند و جامعه) از هم است كه اين بيشتر ناشي از روي كار آمدن هنرمند غير حرفه اي و غير متخصص به جاي هنرمند متخصص است. اصالت تئاتر از آغاز شكلگيري تا به حال با وجود فقر اقتصادي و پايگاه اجتماعي نه چندان خوب هيچگاه مسئوليت اجتماعي خويش را انكار نكرده و نخواهد كرد؛ حوزه تئاتر با دارا بودن ويژگي هاي منحصر به فرد و مجهز كردن هنرمند به اين ويژگي ها مي تواند با وجود بسياري از كاستي ها با كمال ميل مسئوليت اجتماعي را با وسعت تاثيرگذاري بالا به انجام برساند. بنابراين براي پررنگ شدن روابط سه سويه(تئاتر، جامعه، دولت) و همچنين عمل كردن به اهداف انساني در جامعه پسا انساني، مي بايست بُعد اقتصادي مسئوليت اجتماعي هنرمند در جامعه حل شود تا تاثيري مستقيم بر پايگاه اجتماعي ايشان داشته باشد. هنرمند تنها در صورتي مي تواند به مسئوليت هاي خويش در جوامع مدرن و پست مدرن عمل نمايد كه به خوبي از حمايت هاي دولتي بهرمند گردد تا بيش از پيش بتواند به پسا انسان تبديل شود كه در ادامه راه انجام وظيفه، قادر باشد در جهاني كه همه چيز آن دست به دست هم خواهد داد تا بر خلاف رشد انسان رفتار نمايد؛ مقابله كند. آنچه كه باعث مي شود مسئوليت اجتماعي هنرمند در جامعه گسترش يابد و همچنين عوام از نتيجۀ ان بهرمند گردند؛ نقدي بي واسطه است كه از اعتماد دولتها به حوزۀ تئاتر ناشي مي شود.
  • كشور
    ايران