شماره ركورد
1013547
عنوان مقاله
انسان شناسيِ علوم انسانيِ مسلمانان بررسي تطبيقيِ انسان شناسي فارابي و ابن خلدون
پديد آورندگان
صبوريان، محسن دانشگاه تهران
تعداد صفحه
16
از صفحه
73
تا صفحه
88
كليدواژه
فارابى و ابن خلدون , انسان شناسى , علوم انسانى اسلامى , اشاعره و حكما
چكيده فارسي
سده هاى نخستين در تمدن اسلامى، تجربه اى موفق در زمينۀ علم بومى و به
همين اعتبار، دينى بود. اين علم دس تكم دو ويژگى داشت: اولاً از چارچوبى
استدلالى براى بيان اسلامى بودن خود برخوردار بود و ثانياً اسلامى بودن آن،
واجد نوعى خودانگيختگى ذاتى بود. متفكران سده هاى طلايى در تمدن اسلامى،
از قرن سوم تا هفتم و حتى اب نخلدون در قرن هشتم، از ديگر اشكالِ تمدنى
آگاهى كاملى نداشتند؛ به همين دليل علوم آنان ضرورتاً رنگ و بوى اسلامى
داشت. از ميان متفكران اسلامى، فارابى در دستۀ حكما و اب نخلدون در دستۀ
اشاعره، علومى عرضه كردند كه در همۀ حوزههاى انسان شناسى و هستى شناسى
و معرفت شناسى، وجهى دينى دارد. در مقالۀ حاضر، هدف ما بررسى يكى از
مفردات انديشۀ فارابى و اب نخلدون است كه توجه بسيارى از متفكران مسلمان
را به خود جلب كرده است. پرسش اساسى مقاله اين خواهد بود كه چه تفاوتى
ميان انسان شناسى فارابى و ابن خلدون وجود دارد، و آيا با در نظر داشتن اين
تفاوت و با توجه به مبانى مشترك انديشۀ اين دو متفكر، ساخت علمى تأليفى
ممكن است؟ براى اين منظور، روش مقايسه اى را به كار مى گيريم و مقدمه اى
در زمينۀ دشوارى هاى اخذ علوم سخت از سوى حكما و سازش آنان با اين علوم
ذكر مى كنيم. سپس، با بررسى انديشۀ فارابى و ابن خلدون، تلاش خواهيم كرد بر
ساحت هايى از تفاوت هاى انسان شناسى اين دو متفكر نظر بيفكنيم.
سال انتشار
1390
عنوان نشريه
نظريه هاي اجتماعي متفكران مسلمان
فايل PDF
7494031
عنوان نشريه
نظريه هاي اجتماعي متفكران مسلمان
لينک به اين مدرک