عنوان مقاله :
بررسي عوامل رواني - اجتماعي در بيماران مبتلا به زخم اثني عشر
عنوان به زبان ديگر :
Psychosocial Factors in Patients with Duodenal Ulcer
پديد آورندگان :
لايقي، هوشمند اداره كل پيشگيري و مبارزه با بيماريها , بيرشك، بهروز دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني ايران , ابراهيمي درياني، ناصر دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني تهران - بيمارستان امام خميني
كليدواژه :
مهارتهاي مقابلهاي , آشفتگي هاي روانشناختي , زخم اثني عشر , رويدادهاي زندگي , حمايت اجتماعي
چكيده فارسي :
در يك بررسي مقطعي عوامل رواني-اجتماعي در بيماران مبتلا به زخم اثني عشر(20=n )و گروه گواه(20=n )كه بر اساس متغيرهاي سن،جنس و سواد همتا گرديده بودند،در دو مرحله فعال بيماري و سه ماه پس از پايان دوره دارو درماني مورد بررسي قرار گرفتند.اين عامل عبارت بودند از:نشانههاي آشفتگي روانشناختي،رويدادهاي فشار زاي زندگي، مهارتهاي مقابلهاي و كيفيت روابط اجتماعي كه به ترتيب با آزمونهاي SCL-90-R ،سياهه رويدادهاي زندگي،سياهه مهارتهاي مقابلهاي و مقياس كيفيت روابط اجتماعي مورد بررسي قرار گرفتند.نتايج نشان داد كه بين بيماري زخم اثني عشر در مرحله فعال بيماري و نيز در پايان دوره درمان با نشانههاي آشفتگي روانشناختي ارتباط معنيدار وجود دارد.مقايسه دو گروه زنان و مردان بيمار نشان داد كه شدت نشانهها در زنان بيشتر از مردان است و پس از پايان دارو درماني كاهش شدت نشانهها در زنان محسوستر است.همچنين نتايج نشان داد كه بيماران،رويدادهاي فشارزاي حاد(رويدادهاي كه در مدت 6 ماه پيش از آغاز يا عود بيماري رخ داده است)و مزمن(6 ماه و بيشتر از آن) بيشتري را تجربه كردهاند و در مقايسه با گروه گواه، فشار و ناكامي بيشتري را تحمل نمودهاند.ميان بيماران و آزمودنيهاي گروه گواه در به كارگيري شيوههاي مقابله با مشكلات تفاوت معنيداري ديده نشد. اين بررسي همچنين نشان داد كه پس از پايان دوره درمان ميزان حمايت اجتماعي به ويژه حمايت والدين از بيماران كمتر و ميزان كشمكش آنان با حمايت گنندگان به ويژه با همسر بيشتر و روابط بيماران با والدين سطحيتر شده است.
چكيده لاتين :
In this cross-sectional study, psychosocial factors were assessed in patients with duodenal ulcer (DU) (n=20) and healthy subjects (n=20) matched for sex, age, and education. These factors were assessed during the active phase of DU and again 3 months following the completion of medical treatment. The psychosocial factors included psychological distress symptoms, stressful life events, coping skills, and quality of social relationships. Data were gathered through SCL-90-R, Life Event Checklist, Coping Skills Inventory and Quality of Relationship Inventory (ORI). Results indicated that there were significant relationships between DU disease in acute phase and end of therapy and psychosocial distress symptoms. The severity of symptoms was higher among females than males and that the female patients showed more reduction in the severity of their symptoms than male patients. The patients had experienced significantly more acute and chronic stressful life events than the subjects in the control group and that they suffered more stress and frustration. There were no significant differences between the two groups in terms of their coping skills and strategies in dealing with problems. It was found that following the completion of their treatment, the patients received less support from their parents, had more conflict with their support group, specially with their spouses, and their relationships with their parents became more superficial.
عنوان نشريه :
روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران
عنوان نشريه :
روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران