عنوان مقاله :
كاربرد تحليل هاي معناشناختي در شناسايي تغييرات ساختاري واژگان قرآني (مطالعه موردي: سوره مباركه اعراف)
پديد آورندگان :
احمدي ، محمدنبي - گروه عربي
كليدواژه :
قرآن كريم , سوره اعراف , تحليل معناشناختي , ساختار واژگان قرآني
چكيده فارسي :
نگاه معناشناختي به متن و تحليل معنايي واژگان آن، يكي از راه هاي دست يابي به دقايق معنا و پي بردن به مقصود اصلي گوينده است. اين نوع نگاه، به طور خاص در يك متن ديني مانند قرآن كه از سطوح معنايي متعددي برخوردار است به دليل اهمّيّت پيام و نقش آن در تأمين سعادت جاودان بشر اهمّيّتي مضاعف مييابد. يكي از مهمترين ويژگيهاي زبان عربي تغيير و تحول ساختاري واژگان در اين زبان است كه شامل مواردي از قبيل ادغام، ابدال، اشتقاق، و غيره ميگردد. محقّقان و مفسّران علوم قرآني در پژوهشهاي خود تنها به تبيين و توضيح چگونگي ساختار واژگان بسنده كرده و اشارهاي به ارتباط ساختاري واژهي مزبور با بافتي كه در آن قرار گرفته، ننمودهاند. در نوشتار حاضر اين موضوع با رويكرد معناشناختي مورد دقّت و تأمّل قرار گرفته است؛ بدين سان، پژوهش حاضر با بررسي و تحليل تحولات ساختاري در سوره اعراف، ضمن تبيين كاربرد تحليل هاي معناشناختي در شناسايي تغييرات ساختاري واژگان قرآني روشن ميسازد كه اين تغييرات ساختاري هرگز اتفاقي و تصادفي رخ نداده است، بلكه ارتباط و تناسب عميق و دقيقي بين سياق معنايي و تغييرات ساختاري واژگان نهفته است و اين پيوند و تناسب معنايي سبب ميشود تا واژگان دستخوش تغييراتِ متنوع صرفي قرار گيرند و با تعبيرهاي متنوعي استعمال شوند. اين نوشتار با روش تحليلي – توصيفي و با رويكرد معناشناختي به بررسي و تحليل اين اصل در سوره اعراف ميپردازد.
عنوان نشريه :
مطالعات قرآن و حديث
عنوان نشريه :
مطالعات قرآن و حديث