عنوان مقاله :
خاورميانه پساداعش؛ كاهش يا استمرار خشونت هاي بنيادگرا
عنوان به زبان ديگر :
Middle East in the Era Post- ISIS, Decrease or Continuence of violence
پديد آورندگان :
سردارنيا، خليل الله دانشگاه شيراز , صفي زاده، رسول دانشگاه شيراز
كليدواژه :
داعش و پساداعش , امنيت خاورميانه , جنبش هاي اجتماعي , خاورميانه پساداعش , كاهش يا استمرار خشونت هاي بنيادگرا
چكيده فارسي :
از دهه 2000 به اينسو با گسترش شتابان جهانيشدن و دگرگوني در جنبشهاي اجتماعي و بنيادگرا، معماي امنيت بسيار پيچيده شده است. با تشديد دخالتها و نقشآفرينيهاي منفي قدرتهاي منطقهاي و فرا منطقهاي و گروههاي هويتبنياد مذهبي، قومي و سلفي- تكفيري بهويژه داعش در خاورميانه، پيچيدهتر شدن معماي امنيت در اين منطقه بيش از مناطق ديگر مشاهده شده است. اين پژوهش با روش تبييني- تحليلي و آيندهپژوهي و از منظر جامعهشناختي سياسي درصدد ارائه پاسخ تحليلي به اين پرسش بوده است كه «آينده امنيت خاورميانه پساداعش چگونه خواهد بود؟» فرضيه پژوهش بر اين امر استوار بوده كه نهادينه شدن و ريشهدار بودن تفكر بنيادگرا و استمرار بسترهاي شكلگيري گروههاي تكفيري- سلفي همچون تحقير و تهديدهاي هويتبنياد ديني از ناحيه جهانيشدن و جهانيسازي شتابان ارزشها و فرهنگ سكولار غربي، فقر، نابرابري و شكاف طبقاتي ناشي از نوسازي و توسعه وابسته به غرب و جهانيشدن اقتصاد نئوليبرال، حكومتهاي ناكارآمد، وابستگي سياسي حكومتهاي منطقه به غرب و دلايلي از اين دست، سبب شده است كه خاورميانه پساداعش، شاهد استمرار ناامني و خشونتهاي ناشي از ظهور گروههاي تكفيري جديد باشد. يافتههاي اين پژوهش نشان داده است كه تا وقتي بسترها و نارضايتيهاي يادشده وجود داشته باشد، تفكر داعشي و تكفيري بهويژه در بدنههاي اجتماعي حفظ خواهد شد و با شكست داعش از بين نخواهد رفت! در واقع خشونتهاي تكفيري در منطقه با ترتيبات سياسي- نظامي و بينالمللي شايد بهصورت موقتي كاهش يابند، اما از بين نميروند! بر اين اساس نيازمند ايجاد بسترهاي فكري و اجتماعي و جنبش اجتماعي فرا منطقهاي با عضوگيري از نخبگان و فعالان صلح بر وراي تعصبات مذهبي، فرقهاي و ملي- قومي، همراه با اصلاح فكري و باوري در بدنه اجتماعي يا تودهها بوده است.
چكيده لاتين :
From 2000s onward, dilemma of security has been complicated by expansion of globalization and development in social movements. In the region of Middle East, we have seen more complexity in security and identity-based violence duo to reasons such as: incensement of involvement and negative role of regional and Trans -regional powers and ethnic, religious and Takfiri groups. In this study, by explanative – analytical method and future study, the authors try to answer this question: how would be the future of security in Middle East in post ISIS? The hypothesis IS: Middle East in the era of post Isis would have seen the continuance of insecurity by takfiri (ex-communicative) groups due to these reasons: institutionalizing and rootedness of fundamental minds and continuity of social contexts for formation of Salafi- ex-communicative Groups because of humiliation and religious threats by globalization and globality of western values and cultures, poverty, economic- class inequality and gaps due to globalization of neo-liberal economy, in-efficient governments, dependency to foreign powers and so on. Findings of this study shows that, due to continuity of above- mentioned contexts and dissatisfactions, in future we have been faced to ISIS and ex-Communicative thought in the masses, so falling of ISIS, necessarily doesn’t mean the ending of violence. Perhaps we can decrease temporarily the Ex- communicative groups’ violence in this region by international political and military actions, but this actions is not eternal. So the permanent peace need to necessary social and mind preconditions by formation of trans- regional social movement and recruitment from peace elite and activists beyond of religious, ethnical and national prejudice as well as the mind and belief reformation in the masses.
عنوان نشريه :
روابط خارجي
عنوان نشريه :
روابط خارجي