عنوان مقاله :
نسبيت گرايي در پژوهش هاي فلسفي ويتگنشتاين
پديد آورندگان :
جوادي ، اميررضا دانشگاه شهيد بهشتي
كليدواژه :
ويتگنشتاين , سبك زندگي , بازي زباني , كريپكي , نسبيت
چكيده فارسي :
نحوۀ بحث و بررسي پيرامون برخي مسائل در كتاب پژوهشهاي فلسفي به گونهايست كه امكان ارائۀ تفاسيري نسبيگرايانه از آنها را فراهم ميكند. بازيهاي زباني و قرائت كريپكي از مفهوم پيروي از قاعده از جملۀ مهمترينِ اين مسائل هستند. در باب استقلال سبكهاي مختلف زندگي و بازيهاي زباني و امكان گفتگو و سنجش آنها با يكديگر نيز مباحثات دامنه داري ميان برخي فلاسفۀ معاصر در گرفته است. عده اي با تكيه بر بعضي فقرات پژوهشها و نيز انگشت نهادن بر تفاوت ميان سبكهاي مختلف زندگي، امكان مقايسۀ آنها با يكديگر و فهم يكي از ديگري را منتفي دانسته اند. در مقابل عده اي با اشاره به فقراتي ديگر از پژوهشهاي فلسفي و نيز يادآوري مشي ويتگنشتاين در رويارويي با سبكهاي زندگي و بازيهاي زباني گوناگون، وي را از اتهام نسبيتگرايي مبرّي ميسازند. ادعاي دستۀ دوم مشخصا با تكيه بر اين مطلب شكل ميگيرد كه چنانچه سبكهاي زندگي را بصورت كاملا مجزا و مستقل از هم بدانيم، شركت كنندگان در يك سبك زندگي قادر نخواهند بود هيچ شناختي از سبكهاي زندگي ديگر حاصل كنند، يا در باب آنها سخني بگويند يا حتي از آنها ذيل عنوان سبك زندگي ياد كنند. به همين ترتيب، در باب قرائت كريپكي از ويتگنشتاين نيز، صفآرايي ادلۀ دو جبهه خودنمايي ميكند. يكي جبهه اي كه بر عدم وجود معياري عيني به منظور تعيّن معنا تكيه ميكند و ديگري كه كاربرد صحيح بر اساس قاعده، مطابق با آنچه كاربران زبان انجام ميدهند، را معياري كافي جهت تعيّن معنا ميداند.