• شماره ركورد
    1127991
  • عنوان مقاله

    مقايسه اثربخشي برنامۀ مثبت‌انديشي فردريكسون و برنامۀ تغيير ذهنيت دوئيك بر سرمايه روان‌شناختي دانش‌آموزان تيزهوش مبتلا به اضطراب امتحان پايه نهم شهر اصفهان

  • عنوان به زبان ديگر
    A Comparison of the Effectiveness of Fredrickson’s Positive Thinking and Dweck’s Mindset Programs on Psychological Capital of Gifted Ninth-Grade Girls with Test Anxiety in Isfahan
  • پديد آورندگان

    آرامي، زهرا ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺁﺯﺍﺩ ﺍﺳﻼﻣﻲ، ﻭﺍﺣﺪ ﺷﻬﺮﻛﺮﺩ - گروه ﺭﻭﺍﻥ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﺗﺮﺑﻴﺘﻲ ،ﺷﻬﺮﻛﺮﺩ، ﺍﻳﺮﺍﻥ , شريفي، طيبه ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺁﺯﺍﺩ ﺍﺳﻼﻣﻲ، ﻭﺍﺣﺪ ﺷﻬﺮﻛﺮﺩ - گروه ﺭﻭﺍﻥ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﺗﺮﺑﻴﺘﻲ ،ﺷﻬﺮﻛﺮﺩ، ﺍﻳﺮﺍﻥ , غضنفري، احمد ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺁﺯﺍﺩ ﺍﺳﻼﻣﻲ، ﻭﺍﺣﺪ ﺷﻬﺮﻛﺮﺩ - گروه ﺭﻭﺍﻥ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﺗﺮﺑﻴﺘﻲ ،ﺷﻬﺮﻛﺮﺩ، ﺍﻳﺮﺍﻥ , عابدي، احمد ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ - ﮔﺮﻭﻩ ﺭﻭﺍﻥ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﻭ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﺑﺎ ﻧﻴﺎﺯﻫﺎﻱ ﺧﺎﺹ، ﺍﻳﺮﺍﻥ

  • تعداد صفحه
    12
  • از صفحه
    37
  • تا صفحه
    48
  • كليدواژه
    برنامۀ مثبت‌انديشي فردريكسون , برنامۀ تغيير ذهنيت دوئيك , سرمايه روان‌شناختي , اضطراب امتحان دانش‌آموزان تيزهوش
  • چكيده فارسي
    هدف: پژوهش حاضر با هدف مقايسۀ اثربخشي برنامۀ مثبت‌انديشي فردريكسون و برنامۀ تغيير ذهنيت دوئيك بر سرمايه روان‌شناختي دانش‌آموزان تيزهوش مبتلا به اضطراب امتحان پايه نهم شهر اصفهان انجام شد.روش:‌ روش اين تحقيق نيمه تجربي (آزمايشي) و طرح پژوهش از نوع پيش آزمون و پس‌آزمون با گروه كنترل بود. جامعه آماري پژوهش شامل كليه‌ي دانش‌آموزان دختر تيزهوش پايه نهم شهر اصفهان بود كه در سال تحصيلي 1396 مشغول به تحصيل بودند و تعداد آنها 450 نفر بود. در ابتدا غربالگري انجام شد و از جامعۀ آماري تعداد 45 نفر از دانش‌آموزان مضطرب كه بر اساس پرسشنامه‌ اضطراب امتحان اهواز نمرات بالاتري كسب كردند ‌انتخاب و سپس به روش نمونه‌گيري تصادفي ساده به دو گروه آزمايشي (15 نفر در گروه آموزش مثبت انديشي فردريكسون و 15 نفر در گروه آموزش برنامه تغيير ذهنيت دوئيك) و 15 نفر در دو گروه كنترل تقسيم شدند. گروه مثبت‌انديشي فردريكسون 8 جلسه و گروه تغيير ذهنيت دوئيك نيز 8 جلسه اموزش دريافت كردند، اما گروه كنترل هيچ مداخله‌اي دريافت نكرد. تمامي شركت‌كنندگان پرسشنامه سرمايه روان‌شناختي لوتانز را در پيش‌آزمون، پس‌آزمون و پيگيري شش ماهه تكميل كردند. براي آزمون فرضيه‌هاي پژوهش از آزمون تحليل كوواريانس چند متغيري استفاده شد. جهت تجزيه‌و‌تحليل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS-22 بهره گرفته شد. نتايج: يافته‌ها نشان داد كه بين دو گروه آزمايشي و گروه كنترل در ارتباط با خرده مقياس‌هاي خودكارآمدي، تاب‌آوري و خوش‌بيني متغير سرمايه روان‌شناختي تفاوت معناداري وجود دارد و دو گروه آزمايشي در متغيرهاي مذكور اثربخش بودند و اثربخشي دو گروه بر متغيرهاي تاب آوري و خوشبيني در دورۀ پيگيري شش ماهه نيز حفط شدند. از طرفي برنامۀ تغيير ذهنيت دوئيك در خرده مقياس اميدواري متغير سرمايۀ روان‌شناختي نسبت به گروه مثبت انديشي و كنترل اثربخش بود و اين اثربخشي تا دورۀ پيگيري تداوم داشت. نتيجه‌گيري: با به كارگيري برنامه‌هاي مثبت انديشي و تغيير ذهنيت مي‌توان سرمايه‌هاي روان ‌شناختي دانش‌آموزان تيزهوش مضطرب را بهبود بخشيد كه اين امر مي‌تواند موجب افزايش پيشرفت و بهره‌وري اين دانش‌آموزن شود.
  • چكيده لاتين
    Objective: The effectiveness of Fredrickson’s positive thinking and Dweck’s mindset program was examined on the psychological capital of gifted ninth-grade girls with test anxiety in Isfahan, Iran. Method: This was a quasi-experimental study with a pretest-posttest design and two control groups. The population consisted all 450 gifted female students in the ninth-grade in Isfahan. After screening the students using the Test Anxiety Inventory (TAI), a sample of 45 students who obtained higher scores was selected and then randomly divided into the experimental group (n=15) for Fredrickson’s positive thinking, the experimental group (n=15) for Dweck’s mindset program, and two control groups (n=15 each). Each experimental group received eight sessions of intervention, while no intervention was offered to the control groups. All participants completed Luthans’ Psychological Capital Questionnaire on pre-/posttest. Data were analyzed using MANCOVA in SPSS-22. Results: There was a significant difference between Fredrickson’s positive thinking group and Dweck’s mindset program group with the control groups in terms of self-efficacy, resiliency, and optimism, with the two treatments proving effective, and the effects of the trainings on resilience and optimism were maintained on the six-month follow-up. Moreover, the results indicated the effectiveness of Dweck’s mindset program on hopefulness on posttest and follow-up, compared to the Fredrickson program and the control groups, and this effect persisted on the follow-up. Conclusion: Using Dweck’s mindset program and Fredrickson’s positive thinking, we can influence the psychological capital of gifted students with test anxiety, which can in turn increase their efficacy and academic achievement.
  • سال انتشار
    1398
  • عنوان نشريه
    كودكان استثنايي
  • فايل PDF
    7825509