عنوان مقاله :
نقش جنگل تراشي، قرق و تخريب مراتع بر شاخصهاي كيفيت خاك در اراضي لسي استان گلستان
عنوان به زبان ديگر :
Effect of Deforestation, Grazing exclusion and Rangeland Degradation on Soil Quality Indices in Loess-Derived Landforms of Golestan Province
پديد آورندگان :
كياني، فرشاد دانشگاه صنعتي اصفهان , جلاليان، احمد دانشگاه صنعتي اصفهان - دانشكده كشاورزي , پاشايي، عباس دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان - دانشكده كشاورزي , خادمي، حسين دانشگاه صنعتي اصفهان - دانشكده كشاورزي
كليدواژه :
جنگل تراشي , كاربري اراضي , كيفيت خاك , لس
چكيده فارسي :
تخريب اراضي جنگلي يكي از بزرگترين معضلات زيست محيطي در شمال كشور است. يكي از پيامدهاي اين تخريب تأثير منفي بر كيفيت خاك ميباشد. تبديل جنگلهاي طبيعي به اراضي كشاورزي، ايجاد قرق و تبديل اراضي كشاورزي به مرتع و تخريب مراتع به دليل چراي بي رويه در كنار يكديگر در حوزه پاسنگ استان گلستان امكان بررسي تغيير كيفيت خاك را در اين چهار كاربري فراهم آورده است. نتايج اين مطالعه نشان داد، تبديل جنگلهاي طبيعي به اراضي كشاورزي تا 66 درصد مواد آلي خاك را كاهش داده و پايداري خاكدانهها را تا يك سوم مقدار اوليه تغيير ميدهد. به تبع آن ميزان نيتروژن به ميزان يك سوم، و پتاسيم به ميزان 15 درصد كاهش مييابد. به نظر ميرسد خاك اراضي مرتعي ( اراضي كشاورزي قرق شده ) نسبت به خاك جنگلهاي طبيعي از لحاظ كيفيت فيزيكي و در مقايسه با خاك كشاورزي از لحاظ كيفيت شيميايي وضعيت مطلوبتري داشته و از لحاظ شاخصهاي زيستي از دو كاربري ديگر نيز شرايط بهتري را دارا ميباشد. نتايج نشان داد كه فعاليت دو آنزيم، دهيدروژناز و ال آسپاراژيناز در اراضي مرتعي داراي مقادير بيشتري نسبت به جنگلهاي طبيعي و اراضي كشاورزي است و بر خلاف تنفس ميكربي رابطه مستقيمي با ميزان مواد آلي خاك ندارد. تفاوت در كيفيت مواد آلي اضافه شده به خاك به عنوان بستره موجودات زنده به نظر ميرسد كه عامل تأثير گذارتري نسبت به كميت مواد آلي، بر روي فعاليتهاي آنزيمي در اين منطقه باشد. گرچه با توجه به نتايج ذكر شده، اراضي مرتعي قرق شده داراي كيفيت مطلوبتري نسبت به كاربريهاي ديگر است، با اين حال نتايج بررسي شدت فرسايش اين نكته را تأييد ميكند كه تخريب جنگلهاي طبيعي تا چه حد فرسايش را در اراضي كشاورزي و مرتعي تشديد كرده است. تحقيق ارائه شده لزوم توجه بيشتر به بررسي شدت فرسايش و اصول حفاظتي، به عنوان يك شاخص مهم در ارزيابي كيفيت خاك را نشان ميدهد.
چكيده لاتين :
To investigate the degree of forest degradation and the effect of land use change on selected soil quality attributes in loess-derived landforms, samples were taken from different land uses including forest, rangeland, degradated rangeland and farmland in Pasang watershed located in the Galikesh area of Golestan province (37°16'N, 55°30'E). The annual average temperature and mean precipitation of study area were 15°C and 730 mm respectively. Organic matter, pH, EC, CaCO3 and nutrients (N, P, K) as chemical indicators, hydraulic conductivity, bulk density and porosity as physical indicators and soil respiration as biological indicator were measured. The results showed that the amount of organic matter decreased three percent when it was turned from forest to farmland, and increased two percent from farmland to rangeland. The amount of CaCO3 in surface layer of deforested area was more than in the forest soils. The amount of soil N in forest and soil P and K in rangeland were higher than in other land uses. Bulk density and porosity in forest and MWD in rangeland were higher than in other land uses because of the decrease in organic matter due to farming activities. Soil respiration in forest was highest as compared to in other land uses. Difference of enzymes activities (L-asparaginase and Dehydrogenase) compared to microbial respiration indicates that enzymes activity is related to specific biological processes while soil microbial respiration basically depends on the general activity of soil microbial population. It could be concluded that amount of organic matter, soil N, bulk density, porosity, MWD, soil respiration and enzymes activities are suitable indicators for soil quality evaluation in this area.
عنوان نشريه :
علوم آب و خاك