• شماره ركورد
    1165450
  • عنوان مقاله

    ارزيابي عوامل مرتبط با تأخير در تشخيص بيماران مبتلا به سل ريوي اسمير مثبت

  • پديد آورندگان

    خزايي ، سلمان دانشگاه علوم پزشكي همدان - دانشكده‌ي بهداشت - گروه آمار ‌زيستي و اپيدميولوژي , روشنايي ، قدرت‎اله دانشگاه علوم پزشكي همدان - دانشكده‌ي بهداشت، مركز تحقيقات علوم بهداشتي - گروه آمار‌ زيستي و اپيدميولوژي , كوسه‌لو ، زهرا دانشگاه علوم پزشكي همدان - دانشكده‌ي بهداشت - گروه آمار ‌زيستي و اپيدميولوژي , ظهيري ، علي دانشگاه علوم پزشكي همدان , محمديان هفشجاني ، عبداله دانشگاه علوم پزشكي رفسنجان - دانشكده‌ي پزشكي , صالحي‌نيا ، حميد دانشگاه علوم پزشكي ايران - مركز تحقيقات جراحي‌هاي كم تهاجمي

  • از صفحه
    596
  • تا صفحه
    603
  • كليدواژه
    سل ريوي , تأخير در تشخيص , سل , ايران
  • چكيده فارسي
    مقدمه: حدود يك سوم جمعيت جهان به ميكروب سل آلوده و در خطر ابتلا به بيماري سل قرار دارند. سل ريوي بيش از 80 درصد موارد سل را تشكيل مي‌دهد و در بالغين اغلب همراه با اسمير خلط مثبت است. يكي از دلايل مرگ و مير و ناتواني مرتبط با سل، تأخير در تشخيص قطعي مي‌باشد. تأخير در تشخيص هم مي‎تواند تأخير در مراجعه‌ي بيمار باشد و هم مي‌تواند مرتبط با سيستم بهداشتي- درماني باشد. از اين رو، هدف مطالعه‌ي حاضر، شناسايي عوامل مؤثر بر تأخير در تشخيص بيماران مبتلا به سل ريوي اسمير مثبت بود. روش‌ها: در اين مطالعه‌ي مقطعي، بيماران مبتلا به سل ريوي اسمير مثبت در استان همدان طي سال‌هاي 90-1385 وارد مطالعه شدند. داده‌هاي مربوط به مشخصات جمعيت شناختي بيماران، از نرم‌افزار مخصوص ثبت بيماران مسلول استخراج گرديد. از آزمون χ^2 و مدل رگرسيون لجستيك براي بررسي اثر همزمان متغيرها بر سطح باسيل بيماران در زمان تشخيص استفاده شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار Stata، مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. يافته‌ها: از مجموع 440 بيمار مبتلا به سل ريوي اسمير مثبت، 51 درصد (221 بيمار) مرد و 49 درصد (219 بيمار) زن بودند. محل سكونت 57 درصد (251 بيمار) شهر بود و سايرين، ساكن روستا بودند. رابطه‌ي درجه‌ي اسمير خلط در زمان تشخيص با متغيرهاي منطقه‌ي سكونت، گروه سني و جنس همگي از نظر آماري معني‌دار بود. تأخير در تشخيص در مردان، حدود 1/82 برابر زنان بود و در افراد مناطق روستايي 67 درصد بيشتر از ساكنين مناطق شهري بود كه هر دو از نظر آماري معني‌دار بودند. نتيجه‌گيري: عوامل فردي نقش مهمي در تأخير در تشخيص بيماران بازي مي‌كند. با توجه به اين كه مردها نسبت به زنان ديرتر تشخيص داده مي‎شوند، اجراي برنامه‌هاي بيماريابي فعال در محيط‎هاي كاري توصيه مي‎گردد. حساس‎سازي پزشكان بخش خصوصي در شناسايي زودرس بيماران در مناطق شهري نيز مؤثر است.
  • عنوان نشريه
    مجله دانشكده پزشكي اصفهان
  • عنوان نشريه
    مجله دانشكده پزشكي اصفهان