كليدواژه :
زكات , متولي دريافت , حكومت اسلامي و دوران غيبت , فقهاي امين , اقتصاد مقاومتي
چكيده فارسي :
بررسي اجمالي متن سياستها و بندهاي مطرحشده در سياست هاي كلي اقتصاد مقاومتي، نشان ميدهد كه سياست هفدهم به بخش ماليات و كارآرايي آن و درواقع تقويت نظام مالياتي ميپردازد؛ به گونهاي كه بتواند بخش درخور توجهي از نيازمنديهاي بودجهاي دولت و كشور را تأمين كند. در اين بين، زكات به عنوان يكي از مهمترين منابع مالي دولت اسلامي، با مشكلات و چالشهاي فراواني ازجمله عدم بهروزرساني پايه مالياتي، دستگاه هاي موازي متولي، بار مالياتي مضاعف بر دوش مؤديان مالياتي، عدم شفافيت اطلاعاتي، نبود بانك جامع و نظام يكپارچه مالياتي روبهروست. تعيين متولي و مسئول ساماندهي امور زكات ميتواند يكي از پيشنهادهاي ارائهشده در راستاي كاهش و برطرف ساختن آسيبهاي بيانشده باشد. برايناساس در اين نوشتار ضمن بررسي برخي نظرات مختلف فقهاي اماميه درباره اين موضوع، به روش توصيفي– تحليلي و از طريق گردآوري اطلاعات اسنادي- كتابخانهاي، چنين نتيجهگيري ميشود كه اولاً متولي زكات در دوران حضور و غيبت ولي امر در جامعه اسلامي متفاوت است؛ ثانياًً بر مبناي همين تفاوت در دوران حضور ايشان، قدرمتيقن نظرات فقها اين است كه در صورت درخواست امام، پرداخت به ايشان واجب است و لذا بر اساس نظر بيشتر ايشان، متولي آن در اين دوران امام جامعه است؛ ثالثاًً در دوران غيبت امام، فقها در تعيين متولي اختلافنظر دارند و از جمله مواردي كه به عنوان متولي ذكر شدهاند، عبارت است از فرد زكاتدهنده، فقهاي امين و تفصيل بين اين دو گروه. در پايان پس از بررسي و تبيين نظرات بيانشده و نيز شرايط وضعيت موجود در جامعه اسلامي در عصر كنوني، اين نظر تقويت ميشود كه متولي دريافت زكات در دوران حكومت اسلامي، امام جامعه است و برايناساس پرداخت زكات به فقهاي امين شيعه، آنگونه كه در دوران كنوني (و با حضور امام در جامعه) انجام ميگيرد، وجهي ندارد و اين سازوكار تنها نظر تعدادي از فقها آن هم براي دوران فقدان حكومت است؛ لذا اين سازوكار بايد تغيير كند و زكات به متولي اصلياش داده شود تا بتواند بر اساس شناسايي و آگاهي كاملتر خود نسبت به مواضع مصرف، آن را در جامعه اسلامي هزينه و مصرف كند.
چكيده لاتين :
Examining the proposed text of policies and clauses within the Moghavemati Economics general policies shows that the policy number 17 deals with the tax sector, its efficiency and actually tax system reinforcement; so that it can meet a considerable part of the country’s government budget necessities. Hence, as one of the most important financial resources of Islamic Government, Zakat faces with a variety of challenges including: non-updated tax base, the trustee parallel bodies, the double tax burden on taxpayers, lack of information transparency, shortages of comprehensive bank and taxation integrated system. The trustee designation in order to organize the Zakat affairs can be one of the offered proposals towards reduction or remove of the above-mentioned challenges.
Based on it, in this research, besides to the examination of some various ideas of Imamiyeh jurisprudents, we use the Descriptive-analytical method through data collection of library documents. Then, firstly, it turns out that the Zakat trustee during the eras of Absence and Presence of Vali-e-Amr is different in the Islamic society. Secondly, based on the above-mentioned difference, during the era of Presence, the jurisprudents ideas state that in case of Imam Request, payment to him is mandatory. Hence, based on the ideas of the majority of jurisprudents, the Zakat trustee will be Imam in the era. Thirdly, during the era of Absence, since Imam is not present to designate the trustee, the jurisprudents have various ideas. We can name some of them, which includes: Zakat Payer, trusted jurisprudents and some ideas between the two groups. Finally, after examining and describing the whole ideas, and considering the status quo of Islamic Society in the era, it is believed that the Zakat trustee during the era of Islamic Government is Imam (Islamic Hakem). Therefore, paying Zakat to the trusted jurisprudents during the current era (in the absence era and existence of Islamic government) is not appropriate. Hence, the mechanism is just for the time that we lack the Islamic government. Then, we should replace the above-mentioned mechanism with the main trustee which is the Islamic society Imam. As a result, with respect to his better identification and much awareness of consumption cases, he spend and consume in the Islamic society much better that others.