شماره ركورد
1225346
عنوان مقاله
ارزيابي كيفيت ترجمۀ حكمتهاي نهج البلاغه با تكيه بر مدل كارمن گارسس (مطالعۀ موردي ترجمۀ شهيدي و دشتي)
پديد آورندگان
متقيزاده ، عيسي دانشگاه تربيت مدرس - گروه زبان و ادبيات عربي , حاجيخاني ، علي دانشگاه تربيت مدرس - گروه علوم قرآن و حديث , مديري ، سميه دانشگاه تربيت مدرس
از صفحه
53
تا صفحه
87
كليدواژه
ارزيابي كيفيت , ترجمه , كارمن گارسس , حكمتهاي نهج البلاغه
چكيده فارسي
شيوه ترجمۀ متون به زبان ديگر و حفظ ميزان تأثيرگذاري آن، همواره يكي از دغدغه هاي اصلي مترجمان و منتقدان بوده است؛ چراكه هيچ متني بدون ايجاد تغييرات در آن، قابل ترجمه به زبان مقصد نيست. اين مهم در ترجمۀ متون ديني، اهميت بيش تري مي يابد و شاهد ترجمه هاي متعدد از آن ها هستيم. بدون شك، هر ترجمه اي از ويژگي هاي مثبت و منفي، دارد و كيفيت ترجمه، وابسته به ميزان اين ويژگي هاست. در زمينۀ تشخيص سطح كيفي متون ترجمه شده، نظريات متعددي وجود دارد و غالبا سعي در رسيدن به ترجمه اي كامل و مطلوب داشته اند. اين تلاش ها و ارزيابي ها سبب پيشرفت در ترجمه مي شود. در اين پژوهش، الگوي كارمن گارسس كه در چهار سطح معنايي- لغوي، نحوي -واژه ساختي، گفتماني- كاركردي و سبكي -عملي طراحي شده است، به دليل قابليت تطبيق آن بر متون ادبي، انتخاب شده و به روش توصيفي - تحليلي و آماري، دو ترجمۀ دشتي و شهيدي از حكمت هاي نهج البلاغه، مورد مقايسه قرار گرفته تا مشخص شود طبق مؤلفههاي اين نظريه، كداميك از ترجمه ها مقصدگراتر بوده و از كفايت و مقبوليت بيش تري برخوردار است. نتايج تطبيق نظريۀ گارسس بر اين دو ترجمه حاكي از آن است كه ترجمۀ شهيدي، مقصدگراتر از ترجمۀ دشتي است و در سطوح اول، سوم و چهارم، ويژگي هاي مثبت بيش تر و ويژگيهاي منفي كمتري دارد؛ اما در سطح دوم، ويژگي هاي هر دو ترجمه، يكسان هستند؛ لذا ترجمۀ شهيدي از كفايت و مقبوليت بيشتري برخوردار است. به علاوه، هر دو ترجمه، در سطح چهارم، نيازمند بازنگري است.
عنوان نشريه
پژوهش هاي ادبيات تطبيقي
عنوان نشريه
پژوهش هاي ادبيات تطبيقي
لينک به اين مدرک