عنوان مقاله :
فلسفه تحليلي و اتهام تاريخهراسي
پديد آورندگان :
عبداللهي ، محمد سعيد دانشگاه تهران، پرديس فارابي - گروه فلسفه , عبداللهي ، محمدعلي دانشگاه تهران، پرديس فارابي
كليدواژه :
فلسفه تحليلي , تاريخ فلسفه , فلسفه قارهيي , متافيزيك , تاريخهراسي
چكيده فارسي :
بنا بر نظر برخي از فيلسوفان، بياعتنايي به مسائل تاريخي يكي از ويژگيهاي فلسفه تحليلي در مقايسه با ديگر مكاتب فلسفي است. بهمين دليل همواره اتهامِ بيتوجهي به موضوعات تاريخي (تاريخهراسي) را به فيلسوفان تحليلي نسبت ميدهند و آنها را سرزنش ميكنند. در طرح و بيان اين ادعا، فيلسوفان قارهيي و سنتگرا با يكديگر همداستانند. اما آيا منتقدان فلسفه تحليلي براهين كافي و قانعكنندهيي براي اين اتهام دارند؟ يا اينكه بيتوجهي به تاريخ، ادعايي بيپايه است كه برخاسته از تلقي نادرست و شناخت ناكافي از اين نهضت فلسفي است؟ در اين مقاله درصدديم از سويي ادعا، استدلالها و شواهد منتقدان را براي عدم آگاهيِ تاريخي در فلسفه تحليلي روشن كنيم و از سوي ديگر، توجه و دقت در نحوه نگرش فيلسوفان تحليلي به تاريخ فلسفه و دلايل آنها را بيان نماييم. تأكيد ما بر اينست كه اولاً، بايد ميان تاريخانگاري ذاتي، تاريخانگاري ابزاري و تاريخانگاري ضعيف تمايز قائل شد. فيلسوفان تحليلي شايد با تاريخانگاري ذاتي مخالف باشند ولي نوعي تاريخانگاري ضعيف را ميپذيرند. ثانياً، تأكيد بر تمايز تاريخ مسائل فلسفي از تاريخ فلسفه نبايد بمعناي تاريخهراسي يا همسانسازي گذشته و حال تلقي شود.
عنوان نشريه :
تاريخ فلسفه
عنوان نشريه :
تاريخ فلسفه