• شماره ركورد
    1265041
  • عنوان مقاله

    اصل سنخيت در حكمت مشاء و تاثير آن در رابطه هستي شناختي نفس و قوا

  • پديد آورندگان

    پژوهنده ، حسين حوزۀ علميۀ قم

  • از صفحه
    261
  • تا صفحه
    284
  • كليدواژه
    ابن سينا , هستي شناختي , سنخيت , اتحاد , نفس , قواي نفس
  • چكيده فارسي
    مشائيون به وجودداشتن رابطۀ علّي ومعلولي فاعلي ميان نفس انساني و قواي آن معتقدند و قوا را داراي حيثيتي تعلّقي و انفكاك ناپذير از نفس مي دانند مطابق با مباحث كلان، عليت فاعلي، مقتضي سنخيت ميان علت و معلول است كه تنها درضمن نوعي خاص از سنخيت وجودي تحقق مي يابد؛ زيرا سنخيت، مستلزم برتري فاعل هاي ايجادي بر معاليل آن ها و بيانگر تشكيك وجودي ميانشان است؛ پس رابطۀ علّي ومعلولي فاعلي ميان نفس و قوا از اين امر مستثنا نيست و نوع رابطۀ هستي شناختي ميان آن‏ها براساس اصلي ترين قواعد حكمت مشاء، يعني اصل سنخيت، قابل شناسايي است. در اين شناخت هرنوع كثرت و تباين عزلي محض ميان نفس و قوا، يعني تباين ماهوي و وجودي، مستلزم انكار قطعي رابطۀ علّي ومعلولي فاعلي ميان آن‏هاست و ارتباط تكويني و حيثيت تعلّقي انفكاك ناپذير قوا از نفس را نقض مي كند؛ پس انتساب عليت به نفس درضمن الفاظي مانند اصل، مبدأ و منبع به معناي هستي بخشي وجود عيني نفس نسبت به قوا و انتساب معلوليت به قواي نفس درضمن الفاظي همچون معاليل، فروع و توابع به معناي تحصّل يافتن وجود عيني قوا ازجانب نفس انساني است و ممكن نيست قوايي كه شعبه ها، فروع و لوازم علت فاعلي خود هستند، با واقعيت عيني آن بي نونت وجودي به تمام ذات داشته باشند؛ بنابراين، نفس در يك امر مشترك، مساوي با قوا يا فروتر از آن‏ها نيست؛ بلكه برتري وجودي نفس انساني بر قواي آن ضرورت دارد؛ به گونه اي كه نفس، اصل باشد و قوا فروع و توابع آن باشند. درواقع، اين الفاظ بر نوعي وحدت حقيقت و كثرت واقعيت نفس و قوا دلالت دارند كه اين حكما در آموزه هاي هستي شناختي نفس و قوا از آن سخن گفته اند و صدرا از اين آموزه ها براي تأييد نظريۀ اتحاد نفس و قوا در حكمت متعاليه بهره برده است.
  • عنوان نشريه
    حكمت سينوي
  • عنوان نشريه
    حكمت سينوي