عنوان مقاله :
بررسي تطبيقي قسمهاي استدلالي از ديدگاه فراهي و بنتالشاطي
عنوان به زبان ديگر :
A comparative study of argumentative parts from the perspective of Farahi and Bent al-Shati
پديد آورندگان :
كافي موسوي، اباذر دانشگاه فرهنگيان - گروه معارف اسلامي، ياسوج، ايران
كليدواژه :
سوگند , قسمهاي الهي , عبدالحميد فراهي , عايشه بنتالشاطي , قسمهاي استدلالي
چكيده فارسي :
بحث قسمهاي استدلالي، ديدگاه جديدي است كه برخي صاحبنظران به آن تصريح كردهاند كه ضرورت تبيين و تصوير صحيح آن، غور در ديدگاهها و بررسي تطبيقي آراء متفكران را ميطلبد. در اين راستا، اين نوشتار از رهگذر روش توصيفي، تحليلي و با تكيه بر منابع كتابخانهاي به تطبيق آراء دو انديشمند قرآني؛ استاد عبدالحميد فراهي و استاد عايشه بنت الشاطي پرداخته است كه پس از مروري كوتاه بر مباني نظري اين دو صاحبنظر، به مقايسة آن پرداخته است. وجه اشتراك آنان در مخالفت با ديدگاه مشهور در حكمت قسم و ايراد بر وجه تعظيم و تأكيد قسمهاي الهي است و همچنين اصرار بر وجود ارتباط اين قسمها در راستاي استدلال و باورپذير شدن مضمون جواب قسم. تمايز اين دو ديدگاه در بيان گستره و پيشينه الفاظ قسم و كيفيت استدلال به قسمهاي الهي است. بر اساس ديدگاه فراهي ميتوان هر يك از سور اقسام را در سه بخش قسم، جواب قسم و محتواي سوره، در نظر گرفت و فرايندي را براي كشف ارتباط اين سه بخش، طراحي نمود. در اين فرايند، جواب قسم به عنوان محور اصلي سوره در نظر گرفته شده كه بقيه آيات سوره، در راستاي اثبات اين محور اصلي قرارگرفتهاند.
چكيده لاتين :
Discussion of argumentative parts is a new view that some experts have stated that the need for explanation and correct image requires contemplation of views and comparative study of the opinions of thinkers. A library based on the views of two Quranic thinkers; Professor Abdolhamid Farahi and Professor Ayesha Binta al-Shati have compared it and after a brief review of the theoretical foundations of these two experts, have compared it. Their common denominator is in opposition to the popular view in the wisdom of oaths and objections to the aspect of bowing and emphasizing the divine oaths, as well as insisting on the connection of these oaths in order to reason and make the content of the oath answer believable. In this process, the answer to the oath is considered as the main axis of the surah that the rest of the verses of the surah are in line with the proof of this main axis. To understand the content coherence of Surah Qasm, it is necessary to consider influential factors such as descriptive adverbs divided into, metaphorical and allegorical meanings of the words of Qasm and the rules of Arabic literature
عنوان نشريه :
مطالعات قرآني و فرهنگ اسلامي