شماره ركورد
1306599
عنوان مقاله
تبيين و تحليلي فلسفي از «مرگانديشي» و «معناي زندگي» در انديشه ملاصدرا
پديد آورندگان
خدري ، غلامحسين دانشگاه پيام نور مركز تهران
از صفحه
17
تا صفحه
32
كليدواژه
مرگانديشي , معناي زندگي , ملاصدرا , استكمال جوهر نفساني , امر وجودي , زيستي جاودان
چكيده فارسي
وجودي بودن مرگ نزد ملاصدرا، برخلاف فيلسوفان اگزيستانسياليسم امكان معرفت بدان را فراهم ميسازد. وي آن را رهايي دهندۀ نفس از جسم و قيد و بند عالم دنيوي ميداند. در نتيجه معرفت بدان و دركي وجودي از طريق اين رهايي، صعود از عالم حس به عوالم مثالي و خيالي را براي فرد مهيا ميسازد. «معناي زندگي» نيز گرچه از جمله مسائل فلسفي مطرح براي انسان مدرن است، اما براساس نگرش صعود انسان از عوالم مادي، مثالي و سپس عقلي در اين نظام فلسفي، تبييني ويژه به خود ميگيرد. بر اين اساس، تمام عوالم پايين تر مندرج در عالم بالاتر قرار داشته و در نتيجه انسان به واسطه شناخت از نفس و آگاهي يافتن از ابعاد اين ادراك وجودي، توانا به زيستي جاودانه ميشود. «مرگ انديشي» سبب معرفت دربارۀ گذران عمر و تحول جوهري نفس از نشئه جسماني به سوي تجرد و سرانجام جدايي از جسم ميشود. امري كه ربط وثيقي با كمال نفس و غايت يابي او داشته و سبب معنايابي و انقلابي در نگرش به مرگ، به عنوان امري وجودي ميگردد. از نظر ملاصدرا مرگ همان استكمال جوهري نفس و تحول آن به سوي عالمي دگر است. مطابق با رأي او مرگ امري ضروري و اجتناب ناگزير است؛ زيرا نفس در مسير فعليت يافتن خود، وقتي به غايت برسد، به ضرورت از بدن جدا ميشود. «معناداري زندگي» و ارتباط فلسفي آن با «مرگ انديشي» از جمله مسائل مهم در فلسفۀ دين معاصر است كه فيلسوفان اگزيستانس هر يك، به گونه اي منحصر به فرد، بدان پرداخته و نظرات بديعي را در اين ساحت رقم زدند. تحليلي فلسفي از ديدگاههاي ملاصدرا به دليل طرح اندازي جامع ترين نظريات در باب حقيقت مرگ از يك سو و انديشۀ معطوف به مرگ به عنوان مسئله اي فلسفي از سوي ديگر (از طريق استنباط نگرش فلسفي وي) و در نتيجه معناداري حيات ناب به واسطۀ ميل به جاودانگي انسان، در مقايسه با فلاسفۀ پيش از خود، مقصود اصلي اين مقاله است.
عنوان نشريه
حكمت صدرايي
عنوان نشريه
حكمت صدرايي
لينک به اين مدرک