شماره ركورد
1309518
عنوان مقاله
خاستگاه فلسفي نظريه جامعهشناسي ادبي و آسيبشناسي به كارگيري آن در متون ادبي فارسي
پديد آورندگان
عاملي رضايي ، مريم پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي
از صفحه
147
تا صفحه
164
كليدواژه
جامعهشناسي ادبي , خاستگاه فلسفي , آسيبشناسي كاربرد نظريه , رمان فارسي
چكيده فارسي
نظريۀ جامعهشناسي ادبي، به دليل پيشينۀ سنتيِ توجه به تأثير و تأثر متقابل ادبيات و جامعه، در ايران، نسبت به ساير انواع نظريههاي ادبي از اقبال ويژهاي بهرهمند شده است و در بررسي متون ادبي فارسي، بهويژه رمان، پژوهشهاي ادبي بسياري با اين رويكرد انجام شده است. خاستگاه فلسفي اين نظريه و ديدگاههاي نظريهپردازان اين مكتب، كه اغلب متأثر از نظريههاي ماركسيستي است، در بسياري موارد با متون ادبي فارسي چندان همخواني ندارد و چون برگرفته از جامعهاي ديگر با افكار، انديشهها و تحولات ديگري است، اغلب نميتواند رابطهاي وثيق ميان تأثير و تأثر متقابل متون ادبي با مسائل اجتماعي در ايران برقرار سازد. در اين مقاله با تشريح خاستگاه فلسفي و اجتماعي اين نظريه، كاربرد آن در پژوهشهاي ادبي آسيبشناسي ميشود. محورهاي اين مطالعه آسيبشناختي عبارتاند از:تفاوت ماهوي شكلگيري رمان در غرب با رمان فارسي؛ ناهماهنگي اصول فكري اين نظريه با اصول فكري و فرهنگي جامعه ايران؛ فقدان تعريفهاي دقيق و مشخص از اصطلاحات اين نظريه؛ مطابق نبودن برخي از مباحث اصلي اين نظريه با متون ادبي، كه در نهايت، سبب خلط دو بحث متفاوت، يعني اجتماعيات در ادبيات، و نظريه جامعهشناسي ادبي شده است. پيامدهاي اين وضعيت، تنزل پژوهشهاي جامعهشناختي ادبي به يافتن نمونههاي اجتماعي در متون ادبي، بدون در نظر گرفتن مباني اين نظريه است.
عنوان نشريه
پژوهشهاي ادبي
عنوان نشريه
پژوهشهاي ادبي
لينک به اين مدرک