• شماره ركورد
    1317400
  • عنوان مقاله

    ارائه مدلي براي كاهش شكاف بين درآمد مشمول ماليات ابرازي و درآمد مشمول ماليات تشخيصي

  • پديد آورندگان

    ياراحمدي ، حسين دانشگاه آزاد اسلامي واحد خمين , طاهري نيا ، مسعود دانشگاه لرستان - گروه حسابداري , گيوكي ، ابراهيم دانشگاه آزاد اسلامي واحد خمين - گروه مديريت , طالب نيا ، قدرت الله دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات تهران

  • از صفحه
    411
  • تا صفحه
    430
  • كليدواژه
    ماليات ابرازي , استانداردهاي حسابداري , قانون , ماليات تشخيصي , رويكرد نظام مند , داده بنياد
  • چكيده فارسي
    هنگامي كه به سبب تفاوت‌هاي موقتي بين سود حسابداري و سود مشمول ماليات تفاوت به وجود مي‌آيد، هزينه ماليات يا اثر معادل آن بر سود را به عنوان سود گزارش شده قبل از ماليات ثبت مي‌كنند و ناگزيرند كه حسابي به نام تخصيص ميان دوره‌اي به وجود آورند. اصل تخصيص ميان دوره‌اي براين پايه قرار دارد كه شركت، ماليات را براساس همان مبنايي محاسبه و گزارش كند كه سود را محاسبه كرده است. در اين پژوهش نيز هدف اصلي تدوين مدلي براي كاهش شكاف بين درآمد مشمول پژوهش حاضر از نظر هدف، جزء پژوهش‏هاي اكتشافي محسوب مي‏شود و با توجه به اين موضوع كه با داده‏هاي كيفي سروكار دارد، در طبقه پژوهش‏هاي كيفي و از لحاظ نتيجه نيز در زمره پژوهش‏هاي توسعه‏اي قرار مي‌گيرد. در اين پژوهش با نمونه‏گيري ‏نظري و جمع‏آوري اطلاعات از طريق مصاحبه با 20 نفر از خبرگان حرفه مالياتي در سال 1400 و سپس تحليل اطلاعات و در نهايت استخراج مدل و خلق نظريه طي سه مرحله اصلي (كدگذاري باز، كدگذاري محوري، كدگذاري انتخابي) انجام گرديد.در اين پژوهش با استفاده از رويكرد نظام مند استراوس و كوربين ( 1998 )، الگوي كاهش شكاف بين درآمد مشمول ماليات ابرازي و درآمد مشمول ماليات تشخيصي همراه با مؤلفه هاي توضيح دهنده آن، يعني شرايط علّي، شرايط بستر، راهبردها، عوامل مداخله گر و پيامدها، تبيين شد . در تدوين الگوي كاهش شكاف بين درآمد مشمول ماليات ابرازي و درآمد مشمول ماليات تشخيصي، پتانسيل هاي منابع انساني، سازماني و موديان مالياتي جزء شرايط علّي شناسايي شده اند كه اين انتخاب درشرايط بستر از عوامل اقتصادي و سياسي داخلي و كلان، عوامل فرهنگي و بازار و الزامات بورس اوراق بهادار صورت مي گيرد. راهبردها نيز در دو سطح سازماني و سطح موديان مالياتي دسته بندي شدند كه مهمترين آنها عبارتند از: استقرار سامانه جامع اطلاعاتي براي فعالان اقتصادي، اجراي كارآمد سيستم اتوماسيون الكترونيكي، استقرار كارگروه كنترل كيفيت پرونده هاي حسابرسي مالياتي كه مي تواند پيامدهايي كوتاه مدت و بلند مدت از جمله بهره وري سازماني و مالي به همراه داشته باشد .همچنين نتايج پژوهش نشان مي دهد راهبردهاي اتخاذ شده در همه سطوح مالياتي با توجه به شرايط موجود متناسب و متفاوت بوده است.در اتخاذ راهبردهاي الگوي كاهش شكاف بين درآمد مشمول ماليات ابرازي و درآمد مشمول ماليات تشخيصي، برخي شرايط مداخله گر همچون عدم تجربه كارشناسان مالياتي، فرصت طلبي مديران، پيچيدگي و تغيير سريع قوانين و مقررات حاكم، كاهش شكاف بين درآمد مشمول ماليات ابرازي و درآمد مشمول ماليات تشخيصي را با دشواري مواجه ساخته است.
  • عنوان نشريه
    دانش حسابداري و حسابرسي مديريت
  • عنوان نشريه
    دانش حسابداري و حسابرسي مديريت