شماره ركورد
1347216
عنوان مقاله
مقايسة يك تكرار بيشينه و تعداد تكرارهاي تا حد واماندگي در حركت اسكوات بر اساس الگوسازي دو و سهمؤلفهاي توان بحراني در زنان تمرينكرده
پديد آورندگان
خادمي ، هديه دانشگاه شهيد بهشتي تهران - دانشكده علوم ورزشي و تندرستي - گروه علوم زيستي ورزش و تندرستي , فشي ، محمد دانشگاه شهيد بهشتي تهران - دانشكده علوم ورزشي و تندرستي - گروه علوم زيستي ورزش و تندرستي
از صفحه
58
تا صفحه
66
كليدواژه
تمرين مقاومتي , توان بحراني , مؤلفة ذخيره انرژي , مقاومت بحراني , واماندگي
چكيده فارسي
زمينه و هدف: در سالهاي گذشته تمرين مقاومتي و فعاليتهاي با وزنه بهدليل تأثيرات مفيد و انكارناپذير آن در بهبود قدرت و حفظ و افزايش توده عضلاني، سازگاريهاي مثبت در دستگاههاي گوناگون بدن اعم از دستگاه قلبي-عروقي و عصبي-عضلاني و ديگر سازگاريهاي سوختوسازي شايان توجه و در نهايت پيشگيري از آسيبهاي مرتبط با ورزشهاي تفريحي و حرفهاي، محبوبيت بسياري در بين اقشار گوناگون جامعه شامل افراد سالم و بيمار و همچنين ورزشكاران تفريحي و نخبه كسب كرده است. همچنين مفهوم توان بحراني چارچوب بسيار مفيد و كاربردي را بهمنظور درك مفهوم خستگي و سازوكارهاي مرتبط با آن و متعاقباً، بهبود كيفيت برنامههاي تمريني و پايش پيشرفت ورزشكاران، فراهم ميآورد. با توجه به اينكه الگوسازي در اين مفهوم از دو روش دومؤلفهاي و سهمؤلفهاي انجام ميپذيرد، هدف پژوهش حاضر مقايسه تأثير يك تكرار بيشينه و تكرارهاي تا واماندگي حركت اسكوات بر اساس الگوسازي دو و سهمؤلفهاي توان بحراني در زنان تمرينكرده بود.مواد و روشها: به اين منظور هفت نفر از زنان تمرينكرده (سن 1.15±20.11 سال، شاخص توده بدن 0.93±19.6 كيلوگرم بر مترمربع) در شش روز جداگانه بهصورت تصادفي، شش وهله حركت اسكوات با هالتر تا واماندگي در شدتهاي گوناگون بر اساس درصدي از يك تكرار بيشينه، با دستكم 24 ساعت استراحت را انجام دادند. وزنهها بهگونهاي انتخاب شد كه زمان فعاليت حدود 3-12 دقيقه طول بكشد. كل زمان فعاليت تا واماندگي و آهنگ حركت با استفاده از زمانسنج كنترل و مسافت با استفاده از نرمافزار كينوا برآورد شد.نتايج: مقدار كار انجامگرفته در هر وهله فعاليت تا واماندگي (حاصلضرب ميزان وزنه جابهجاشده در ميزان مسافت طيشده توسط هالتر تا واماندگي) در مقابل مدت زمان كل فعاليت تا واماندگي با دقت زيادي (0.09 ± 0.89 =2r) بر اساس الگوي خطي دومؤلفهاي توان بحراني، الگوسازي شد و بين مقادير تعداد تكرارهاي تا واماندگي پيشبينيشده بر اساس اين الگو و مقادير اندازهگيريشده تفاوت معناداري وجود نداشت (0.05 P). همچنين توان توليدشده (حاصل تقسيم كل كار انجامگرفته در هر وهله بر كل زمان فعاليت تا واماندگي) در مقابل كل زمان فعاليت تا واماندگي با دقت زيادي (0.06 ± 0.90 =2r) بر اساس الگوي هذلولي سهمؤلفهاي توان بحراني الگوسازي شد و بين مقادير تعداد تكرارهاي تا واماندگي پيشبينيشده بر اساس اين الگو و مقادير اندازهگيريشده تفاوت معناداري وجود نداشت (0.05 P). بين مقادير پيشبينيشده براي يك تكرار بيشينه بر اساس الگوسازي هذلولي و مقادير اندازه گيري شده با استفاده از روش Brzycki تفاوت معناداري وجود نداشت (0.05 P)، هرچند الگوي خطي دومؤلفهاي قادر به پيشبيني اين متغير نبود (0.05 P).نتيجهگيري: الگوي خطي دومؤلفهاي و هذلولي سهمؤلفهاي قابليت تعميم به حركت اسكوات تا واماندگي را دارند. همچنين اين الگوها قابليت زيادي در پيشبيني تعداد تكرار تا واماندگي حركت اسكوات دارند، اگرچه يك تكرار بيشينه تنها با الگوي هذلولي سهمؤلفهاي قابل پيشبيني بود.
عنوان نشريه
فيزيولوژي ورزش و فعاليت بدني
عنوان نشريه
فيزيولوژي ورزش و فعاليت بدني
لينک به اين مدرک