شماره ركورد
1349468
عنوان مقاله
مقايسه اثربخشي آموزش يادگيري مشاركتي و آموزش خودتنظيمي تحصيلي بر خودكارآمدي تحصيلي و تفكر انتقادي در دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر اهواز: يك مطالعه راهنما
پديد آورندگان
سروش ، سارا دانشگاه آزاد اسلامي واحد اهواز - گروه روان شناسي , پاشا ، رضا دانشگاه آزاد اسلامي واحد اهواز - گروه روان شناسي , احتشام زاده ، پروين دانشگاه آزاد اسلامي واحد اهواز - گروه روان شناسي , مكوندي ، بهنام دانشگاه آزاد اسلامي واحد اهواز - گروه روان شناسي
از صفحه
52
تا صفحه
66
كليدواژه
آموزش يادگيري مشاركتي , آموزش خودتنظيمي تحصيلي , خودكارآمدي تحصيلي , تفكر انتقادي
چكيده فارسي
زمينه و هدف: زندگي تحصيلي از مهم ترين دوره هاي زندگي فرد است كه بر تربيت و يادگيري مؤثر و موفقيت آميز دانش آموزان تأثير مي گذارد. پژوهش حاضر با هدف مقايسه اثربخشي آموزش يادگيري مشاركتي و خودتنظيمي تحصيلي بر خودكارآمدي تحصيلي و تفكر انتقادي در دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر اهواز صورت پذيرفت. روش و مواد: طرح پژوهش، شبه آزمايشي با پيشآزمون- پسآزمون و گروه گواه و پيگيري بودكه با مشاركت 45 نفر از دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر اهواز در سال 1398، كه به روش خوشه اي چندمرحله اي انتخاب شده بودند، انجام شد. پيش از شروع مداخله براي سه گروه، پيش آزمون اجرا شد. ابزار گردآوري اطلاعات مقياس خودكارآمدي تحصيلي Owen and Feraman و پرسشنامه استاندارد تفكر انتقادي رجايي بود. پس از آموزش به گروه هاي آزمايشي، پس آزمون اجرا شد و بعد از دو ماه براي سنجش پايداري آموزش ها پيگيري انجام شد. تجزيه و تحليل دادهها با نرم افزار SPSS-24 و با تحليل كواريانس و آزمون تعقيبي انجام شد. يافته ها: در گروه آموزش يادگيري مشاركتي، ميانگين (انحراف معيار) خودكارآمدي از (6.6) 74.6 در پيش آزمون به (5.5) 78.5 در پس آزمون افزايش يافت (0.001 P) و در دوره پيگيري به (6.5) 74.8 رسيد كه اثربخشي پايدار نبود. در گروه آموزش خودتنظيمي تحصيلي ميانگين (انحراف معيار) خودكارآمدي از (3.5) 69.6 در پيش آزمون به (3.4) 78.8 در پس آزمون افزايش يافت (0.001 P) و در دوره پيگيري نيز به (3.4) 78.4 رسيد كه اثربخشي پايدار بود (0.05 P). در گروه گواه ميانگين (انحراف معيار) خودكارآمدي از (3.3) 72.2 در پيش آزمون به (3.6) 72.8 در پس آزمون و (3.5) 72.8 در پيگيري رسيد كه تفاوتي نداشت. در گروه آموزش يادگيري مشاركتي، ميانگين (انحراف معيار) تفكر انتقادي از (5.3) 69.9 در پيش آزمون به (5.8) 79 در پس آزمون افزايش يافت (0.001 P) و در دوره پيگيري به (5.6) 70.3 رسيد كه اثربخشي پايدار نبود. در گروه آموزش خودتنظيمي تحصيلي ميانگين (انحراف معيار) تفكر انتقادي از (4.5) 69 در پيش آزمون به (4.5) 77 در پس آزمون افزايش يافت (0.001 P) و در دوره پيگيري نيز به (4) 69.9 رسيد كه اثربخشي پايدار نبود. در گروه گواه ميانگين (انحراف معيار) خودكارآمدي از (5.2) 69.4 در پيش آزمون به (4) 69.1 در پس آزمون و (4.9) 69.8 در پيگيري رسيد كه تفاوتي نداشت. نتيجهگيري: مطالعه نشان داد آموزش يادگيري مشاركتي و آموزش خودتنظيمي تحصيلي بر بهبود خودكارآمدي تحصيلي و تفكر انتقادي در دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر اهواز مؤثر بود. همچنين اثربخشي آموزش خودتنظيمي تحصيلي بر افزايش خودكارآمدي تحصيلي بيشتر از اثربخشي آموزش يادگيري مشاركتي بود اما بين اثربخشي دو مداخله در تفكر انتقادي تفاوت معني داري وجود نداشت.
عنوان نشريه
سلامت اجتماعي
عنوان نشريه
سلامت اجتماعي
لينک به اين مدرک