• شماره ركورد
    1350163
  • عنوان مقاله

    ارائه و تببين مدل پيش‌بيني كننده آينده كارآفرينانه دانشجويان با تأكيد بر شاخص‌هاي هوشمندي كسب‌وكار

  • پديد آورندگان

    سياه سراني كجوري ، محمدعلي دانشگاه گلستان - پژوهشكده مطالعات راهبردي تعاون، توسعه و رفاه اجتماعي - گروه پژوهشي كارآفريني

  • از صفحه
    107
  • تا صفحه
    117
  • كليدواژه
    خوشه‌بندي , شبكه عصبي مصنوعي , كارآفريني , كسب‌وكار , هوشمندي بازار
  • چكيده فارسي
    مقدمه و هدف: موضوع اشتغال و هدايت جمعيت فارغ‌التحصيل دانشگاهي به‌سمت كارآفريني يكي از موضوعات پر چالش و مورد علاقه پژوهشگران اين حوزه بوده و هست. يكي از سوالات اساسي كه در اين زمينه وجود دارد اين است كه چرا در يك شرايط و زمينه نسبتا مشابه، برخي از فارغ‌التحصيلان دانشگاهي فرصت‌هاي كارآفريني را شناسايي و عملياتي مي‌كنند و برخي ديگر از چنين توانايي برخوردار نيستند؟ پاسخ به اين سوال چند وجهي، از ابعاد گوناگوني قابل بررسي است كه در پژوهش حاضر يك وجه آن يعني شاخص‌هاي هوشمندي كسب‌وكار در شكل‌دهي آينده كارآفرينانه مدنظر قرارگرفته است. مواد و روش‌ها: در گام اول با استفاده از مرور ادبيات و پيشينه پژوهش در زمينه كارآفريني و ارتباط آن با هوشمندي كسب‌وكار، 13 بعد هوشمندي كسب‌وكار كه مي‌توانند در شكل‌دهي آينده كارآفرينانه تأثيرگذار باشند شناسايي شدند. در گام دوم به‌منظور واكاوي جامعه آماري از روش‌هاي كمي در علم داده‌كاوي (تشريحي و پيش‌بيني) استفاده شد. به‌منظور تشريح جامعه پژوهش، 401 دانشجوي دانشگاه كشاورزي و منابع طبيعي گرگان در سال 1401 با استفاده از شاخص ديويس-بولدين در سه خوشه مجزا از هم خوشه‌بندي و بررسي شدند، همچنين به‌‌منظور طراحي مدل پيش‌بيني كننده آينده كارآفرينانه دانشجويان از شبكه‌هاي عصبي مصنوعي استفاده شد. يافته‌ها: نتايج پژوهش نشان داد در جامعه آماري پژوهش، از نظر برخورداري از هوشمندي كسب‌وكار تفاوت معنادار و قابل ‌توجهي بين دانشجويان وجود دارد به‌نحوي‌كه بر اساس شاخص‌هاي هوشمندي كسب‌وكار، دانشجويان در سه خوشه قابل ‌تفكيك و تمايز از هم هستند. نتايج در مرحله مدل‌سازي پيش‌بيني كننده آينده كارآفرينانه دانشجويان با استفاده از شبكه‌هاي عصبي نشان داد شاخص‌هاي هوشمندي كسب‌وكار از قابليت پيش‌بيني كنندگي بالايي برخوردارند و با استفاده از آن‌ها مي‌توان تغييرات متغير وابسته را با دقت 0/925 پيش‌بيني كرد، همچنين نتايج تحليل حساسيت در خصوص اهميت متغيرهاي جمعيت شناختي، تأثير اين متغيرها بر شكل‌دهي آينده كارآفرينانه را مورد تائيد قرار داد. نتيجه‌گيري: با توجه به نتايج پژوهش حاضر مي‌تواند اين‌گونه استنباط كرد كه دانشجويان از نظر شاخص‌هاي هوشمندي كسب‌وكار در وضعيت متفاوتي از همديگر قرار دارند كه اين موضوع مي‌تواند در شكل‌دهي آينده كارآفرينانه آن‌ها نقش مهمي را ايفا كند، لذا پيشنهاد مي‌شود از طريق دوره‌هاي مهارت‌آموزي، در نظر گرفتن شاخص‌هاي هوشمندي كسب‌وكار در مراحل گزينش و انتخاب دانشجو، ارائه دروس عملي در دانشگاه، تقويت ارتباط صنعت و دانشگاه و معرفي كارآفرينان موفق به دانشجويان شاخص‌هاي هوشمندي كسب‌وكار تقويت و ارتقا يابند.
  • عنوان نشريه
    راهبردهاي كارآفريني در كشاورزي
  • عنوان نشريه
    راهبردهاي كارآفريني در كشاورزي