• شماره ركورد
    1350679
  • عنوان مقاله

    بررسي تطبيقي عنصر داستان‎گريزي در ژرف‌ساخت روايت داستان‌هاي مثنوي معنوي و قرآن كريم

  • پديد آورندگان

    اكبري ، سعيد دانشگاه رازي - دانشكده ادبيات و علوم انساني , رحيمي زنگنه ، ابراهيم دانشگاه رازي - دانشكده ادبيات و علوم انساني - گروه زبان و ادبيات فارسي , سالميان ، غلامرضا دانشگاه رازي - دانشكده ادبيات و علوم انساني - گروه زبان و ادبيات فارسي

  • از صفحه
    43
  • تا صفحه
    61
  • كليدواژه
    داستان‎پردازي , داستان گريزي , ساختارشكني , قصّه‎هاي قرآن , داستان‎‎هاي مثنوي
  • چكيده فارسي
    در اين مقاله كوشيده‎ شده است با نگاهي تطبيقي و متفاوت از آنچه همواره دربارۀ چگونگي داستان‎پردازي در مثنوي مورد بحث بوده، وجه اشتراك آن را درزمينۀ داستان‎پردازي با قرآن كريم نشان داده شود. در پژوهش پيش رو بر‎آنيم اگرچه قرآن كريم و مثنوي معنوي متوني هستند كه از داستان‎پردازي بهره مي‎برند، در عين حال، داستان‎گريزند و برپايۀ همين عنصرِ داستان‎گريزي، روايت داستان را شكل مي‎دهند و مخاطب را به غرض راستين سخن، رهنمون مي‎شوند. پاسخ به اين پرسش‎ كه چگونه ممكن است داستان‎پردازي در عين داستان‎گريزي تحقّق يابد، به عواملي، از قبيل ساختار وحي، ايدئاليسم اخلاقي، بهره‎گيري متفاوت از تخيّل در پرداخت داستان، حقيقت و مجاز زبان و هدف داستان‎گويي در اين دو متن، بستگي دارد. با بهره‎گيري از روش توصيفي ــ تحليلي و تكيه بر مطالعات كتابخانه‎اي و اسنادي، اين نتيجه به دست آمده است كه اسنادهاي مجازي در قرآن و مثنوي، با فراتر رفتن از زمينه‎هاي تخيّليِ تشبيهي يا استعاري يا حتّي جاندارانگاري مرسوم، عادت‎ستيزي‎ها و ساختارشكني در روايت داستان را تقويت مي‎كنند و درنهايت، به داستان‎گريز بودن اين دو متن ياري مي‎رسانند. همچنين تفاوت هدف داستان‎گويي در قرآن و مثنوي، باعث مي‎شود اين دو متن، با گرايش به عدم بيان جزئيات دقيق و عدم زمينه‎سازي‎هايي كه با طبيعت روايت‎گري و نيز كنش‎ها و واكنش‎هاي شخصيّت‎هاي داستاني، سازگاري دارند، به داستان‎پردازي اقدام كنند و در پيوند با ديگر عوامل يادشده، ژرف‎ساخت داستان‎گريزي را رقم زنند و خلاف‎ عادت خوانش مخاطب را در پي داشته باشند.
  • عنوان نشريه
    كاوش نامه ادبيات تطبيقي
  • عنوان نشريه
    كاوش نامه ادبيات تطبيقي