• شماره ركورد
    1352374
  • عنوان مقاله

    چه باشد آنچه خوانندش اُنتولوژي: تلاشي براي معادل‌گزينيِ يك مفهوم

  • پديد آورندگان

    نوذري ، سودابه سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران

  • از صفحه
    745
  • تا صفحه
    781
  • كليدواژه
    اُنتولوژي , هستي و هستان , ‌شناسي و نگاري , معادل‌گزيني , مارتين هايدگر , علم اطلاعات و دانش‌شناسي , مطالعات علم و فناوري , چرخش به هستي‌شناسي
  • چكيده فارسي
    براي اصطلاح «اُنتولوژي» مأخوذ از فلسفه، معادل‌هاي مختلفي در متون غيرفلسفي (هوش مصنوعي، علوم اطلاعات، وب معنايي و جز آن) انتخاب شده است. گذشته از انتخاب شكل آوانگاري‌شدۀ اين اصطلاح، نگاهي به معادل‌ها نمايانگر آشفتگي واژگاني براي هر دو بخش آن («هستي» و هستان» در قسمت نخست، و «‌‌شناسي»، «‌نگاري» و «نگاشت» در قسمت دوم) است. هدف پژوهش حاضر بررسي وضعيت موجود اين آشفتگي، چرايي انتخاب معادل‌‌هاي مختلف، و سرانجام، رسيدن به معادلي مناسب، دقيق و مستند است. براي تعيين وضعيت و نيز درستي معادل‌هاي اُنتولوژي از روش سندي-كتابخانه‌اي به ‌شيوۀ كمّي و كيفي استفاده شد. در اين راستا دو نوع متن كاويده شد: 1) متون غيرفلسفي فارسي تأليفي يا ترجمه‌اي با موضوع اُنتولوژي در حوزه‌هايي چون هوش مصنوعي، علوم اطلاعات، وب معنايي و 2) متون فلسفي دربردارندۀ آراي «مارتين هايدگر» دربارۀ هستي‌.با بررسي 112 متن فارسي غيرفلسفي، نتيجۀ قابل انتظارِ اختصاص بيش از نيمي از معادل‌ها به «هستي‌شناسي» به‌‌دست آمد كه ترجمۀ دقيق «اُنتولوژي» است، اما سير نزولي انتخاب اين معادل و تمايل بيشتر نگارندگان به استفاده از «هستان‌شناسي» و «هستان‌نگاري» در سال‌هاي اخير، نشانگر درك تفاوت معناي اين مفهوم در دو حوزۀ فلسفي و غيرفلسفي است؛ اما اغلبِ نگارندگان متون فارسي، از اشارۀ كوتاهي به اين مضمون كه «هستي‌شناسي» از فلسفه آمده، فراتر نرفته و انگشت‌‌شمار، سببِ انتخاب معادل را بيان كرده‌اند. در مورد قسمت دوم اصطلاح، دلايل «حرّي»، «فدايي» و «لينچ» ترديدي در پذيرش «نگاري» و ترجيح آن بر «شناسي» باقي نمي‌گذارد. اما دربارۀ قسمت اول اصطلاح، با توجه به تأكيد «هايدگر» بر تفاوت «هستي يا وجود» در فلسفه با «هستنده يا موجود‌» در علم، همچنين، كاربرد همزمان «هستان» و «هستي» با معناي متفاوت در ابيات برخي شاعران و نيز استفاده‌ قابل توجه از «هستان» در كنار كاربرد بسيار «هستي» در متون فارسي غيرفلسفي، شايد بتوان «هستان» را به «هستي» ترجيح داد و «هستان‌نگاري» را براي متون غيرفلسفي پيشنهاد كرد.نقد «هايدگر» به مقوله‌بندي «ارسطو» براي يكپارچه‌سازي همه‌ حالت‌هاي ممكن «هستي»، دقّت بيشتري را در بهره‌گيري و استناد به نظريۀ «ارسطو» در نوشته‌‌هاي غيرفلسفي مي‌طلبد.نگارنده با وجود دلايل پيش‌گفته و حتي وجود منابع چشمگير در زمينۀ مطالعات علم و فناوري و «چرخش به هستي‌شناسي»، سؤالي را مطرح مي‌كند: آيا اساساً اين اصطلاح براي آنچه در رشته‌هاي غيرفلسفي انجام مي‌‌شود، مناسب است؟ آيا نمي‌توانستيم بدون وام‌گيري از فلسفه اصطلاح مستقلي برگزينيم؟ پاسخِ به اين سؤال، پژوهشي مستقل را در منابع مرتبط انگليسي و فارسي و به‌ويژه زبان‌شناسي و نيز متون نثر و نظم فارسي مي‌‌طلبد.
  • عنوان نشريه
    پژوهش نامه پردازش و مديريت اطلاعات
  • عنوان نشريه
    پژوهش نامه پردازش و مديريت اطلاعات