شماره ركورد
1354880
عنوان مقاله
تنظيم معادله تغييرات در نقد آثار معماري مبتني بر رويكرد تكاملي و مدل وصفي فلسفه شدنِ اسلامي (نمونه موردي: مجموعه مصلي تهران)
پديد آورندگان
اشرافي ، نسيم دانشگاه آزاد اسلامي واحد پرديس - گروه معماري, گروه پژوهشي معماري حكمي - اسلامي
از صفحه
1
تا صفحه
20
كليدواژه
فلسفه شدن , معماري , تغييرات , مدل وصفي , مصلي تهران
چكيده فارسي
بيان مسئله: نقد در معماري زماني جايگاه خود را پيدا ميكند كه پديدهاي در طول زمان تغيير يابد و بتوان بين حالت قبلي، حال و آينده پديده، تغييرات را مشاهده نمود و مشاهده تغييرات در طول زمان نياز به اوصاف مشترك در معماري دارد. زماني كه يك اثر معماري در هر برهه از زمان توصيف جديد و جداگانه پيدا ميكند، امكان شناسايي تغييراتِ روابط بين آثار معماري در طول زمان مبهم خواهد بود و هدايت به وضعيت مطلوب (مطلوب در پژوهش حاضر وضعيت فطري و الهي است) موضوعيت نخواهد داشت و به نظر ميرسد بيشتر نقدها در معماري امروزه مبتني بر همين توصيفهاي جداگانه است.سؤال تحقيق: دو سؤال در راستاي نقد يك اثر معماري اهميت مييابد: چگونه ميتوان يك اثر معماري را با تكيه بر تغييرات اثر در طول زمان نقد نمود؟ آيا ميتوان معادلهاي براي كنترل تغييرات معماري جهت هدايت به وصف مطلوب ايجاد كرد؟اهداف تحقيق: به نظر ميرسد رويكرد فلسفه شدن اسلامي كه نزديك به چند دهه بين برخي صاحبنظران مطرح است، ميتواند چارچوب مناسبي براي نقد يك كل متغير باشد. هدف اين فلسفه شناخت كل متغير و هدايت تغييرات آن بهسوي يك هدف متعالي يا همان غايت الهي است. درنتيجه پژوهش حاضر سعي مينمايد با تكيه بر فلسفه شدن اسلامي با شناسايي اوصاف مشترك معماري در طول زمان، معادلهاي را جهت كنترل تغييرات معماري تنظيم نمايد.روش تحقيق: پژوهش حاضر با روش توصيفي – تحليلي و رويكرد سيستمي – تكاملي به دنبال تنظيم معادله تغييرات در معماري است.مهمترين يافتهها و نتيجهگيري تحقيق: بر اين اساس معادلهاي تنظيم شده است كه «جهت مداري اوصاف معماري به سوي فطرت و دين» را به عنوان شاخص معيار الهي در قالب مدل وصفي، معرفي مينمايد كه از سه ساختار بيروني، دروني و كاركرد اثر معماري حاصل ميشود و همين مدل وصفي، بستر قرب و تغيير مدلهاي ذهني و عيني وضعيت موجود اثر را به سوي وضعيت مطلوب الهي فراهم ميسازد.
عنوان نشريه
انديشه معماري
عنوان نشريه
انديشه معماري
لينک به اين مدرک