• شماره ركورد
    1355180
  • عنوان مقاله

    تقابل معنايي و تجانس لفظي در مثنوي معنوي؛ پيوند ساختار انديشه و زبان

  • پديد آورندگان

    حياتي ، زهرا پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي , جباري ، سميه دانشگاه كاشان

  • از صفحه
    77
  • تا صفحه
    110
  • كليدواژه
    مثنوي , مولوي , تقابل‏ هاي دوگانه , سجع , جناس
  • چكيده فارسي
    در بلاغت سنّتي، جناس و سجع، دو آرايۀ لفظي هستند كه با ايجاد موسيقي در كلام، زيبايي سخن را رقم مي‏زنند. عبدالقاهر جرجاني، فضيلت جناس را موقوف معني مي‏داند و جناس، زماني مقبول است كه معني كلام آن را اقتضا كند. در مثنوي معنوي، سرودۀ جلال‏الدين محمّد بلخي، بهره‏گيري از سجع و جناس چشمگير است؛ امّا شيوۀ پيوند اين صنعت لفظي با معنا، ويژگي متمايزي به سخن مولوي داده است و نمونۀ آن را مي‏توان در تقابل‏هاي دوگانۀ واژگاني مشاهده كرد كه از آرايۀ تجنيس يا تسجيع بهره دارند. بر اين اساس، فرضيۀ پژوهش حاضر اين است كه بسياري از تقابل‏هاي دوگانه در مثنوي، كلمات متجانس يا مسجّع هستند و در مقابلِ‏ هم قرار گرفتنِ توازن لفظ و تباين معنا، به بلاغت كلام افزوده است. در ادبيات نظري پژوهش، نخست رويكرد ساختارگرايانۀ زبان‏شناسي و نقد ادبي در استخراج تقابل‏هاي دوگانه لحاظ شده و سپس، تقابل‏هاي واژگاني بر اساس جناس و سجع، جداسازي و دسته‏بندي شده‏اند. روش تحقيق، توصيفي است و نتايج تحليل‏ها عبارت است از: 1. تعداد زيادي از تقابل‏هاي دوگانۀ مثنوي با آرايۀ لفظي جناس و سجع همراه هستند؛ 2. از ميان انواع تقابل-تجانس و تقابل-تسجيع، نخست جناس اختلاف حرف اوّل و بعد، سجع متوازي، بيشترين بسامد را دارند كه هر دو از لحاظ موسيقايي، قوي‏ترين شكل سجع و جناس هستند؛ 3. بسياري از تقابل‏هاي دوگانه كه در كلمات متجانس يا مسجّع بروز و ظهور كرده‏اند، در دايرۀ واژگان قاموسي زبان قرار ندارند و از ابداعات شاعرانۀ مولوي برآمده‏اند؛ 4. نقش تقابل‏هاي دوگانه‏اي كه با سجع و جناس همراهند، در قافيه‏سازي يا ترصيع قابل ‌توجّه است.
  • عنوان نشريه
    مطالعات زباني و بلاغي
  • عنوان نشريه
    مطالعات زباني و بلاغي