شماره ركورد
1355769
عنوان مقاله
تحليل زبانشناختي سازمان متن روايي «لن أعيش في جلباب أبي» اثر احسان عبدالقدوس بر اساس الگوي حل مسأله مايكل هوئي
پديد آورندگان
صياداني ، علي دانشگاه شهيد مدني - گروه زبان و ادبيات عربي , غيبي ، عبدالاحد دانشگاه شهيد مدني - گروه زبان و ادبيات عربي , باقري اوزان ، سپيده دانشگاه شهيد مدني
از صفحه
247
تا صفحه
280
كليدواژه
زبانشناسي متن , حل مسأله , احسان عبدالقدوس , لن أعيش في جلباب أبي
چكيده فارسي
زبان شناسي متن، شاخه اي نوپا در حوزۀ زبان شناسي است كه در بررسي زبان از سطح جمله فراتر مي رود و بر مطالعۀ متن بهعنوان بزرگترين واحد زباني تأكيد مي ورزد. از ميان رويكردهاي مختلف زبانشناسي متن، الگوي حل مسألۀ هوئي، يكي از پركاربردترين رويكردها محسوب مي شود. اين الگو كه از چهار عنصر موقعيت، مسأله، پاسخ و ارزيابي تشكيل شده است، به بررسي چگونگي توليد و درك متن مي پردازد. اين پژوهش، با روش توصيفي ـ تحليلي، سازمان متن روايي «لن أعيش في جلباب أبي» اثر احسان عبدالقدوس را مورد بررسي و تحليل قرار داده است. شيوۀ روايتي اين رمان به گونه اي است كه مي توان آن را با رويكرد حل مسأله بررسي نمود. سازمان اين متن روايي حول محور سه مسألۀ اصلي، يعني سرخوردگي عبدالوهاب، انزواي روزالين و ازدواج نظيره مي چرخد. اين سه مسأله اركان اصلي رمان هستند. در اين متن، پاسخ هاي متعددي براي حل مسألۀ اول ارائه مي شود كه ناموفق بوده و ارزيابي از آنها منفي است. بههميندليل، مسألۀ نخست با وجود ورود به چرخۀ مجدد، بهصورت حلنشده باقي مي ماند. مسائل دوم و سوم بدون طي كردن چرخۀ طولاني با ارزيابي مثبت پاسخ هاي ارائهشده با موفقيت به اتمام مي رسند. نتايج بهدستآمده نشان ميدهند كه سازمان متن روايي «لن أعيش في جلباب أبي» تا حد زيادي با چهار عنصر الگوي حل مسأله منطبق است و ساختار آن از اين الگو تبعيت مي كند.
عنوان نشريه
علم زبان
عنوان نشريه
علم زبان
لينک به اين مدرک