• شماره ركورد
    1356309
  • عنوان مقاله

    ارزيابي كسر جهشي در بيماران با سكته حاد قلبي تحت مداخله عروق كرونر از راه پوست

  • پديد آورندگان

    عادل ، محمد حسن دانشگاه علوم پزشكي جندي شاپور اهواز - مركز تحقيقات آترواسكلروز - گروه بيماري‌هاي قلب و عروق , كردوني ، علي دانشگاه علوم پزشكي جندي شاپور اهواز - مركز تحقيقات آترواسكلروز - گروه بيماري‌هاي قلب و عروق , عصاره ، احمد رضا دانشگاه علوم پزشكي جندي شاپور اهواز - مركز تحقيقات آترواسكلروز - گروه بيماري‌هاي قلب و عروق , محمد تقي زاده ، محمد جواد دانشگاه علوم پزشكي جندي شاپور اهواز - گروه بيماري‌هاي قلب و عروق

  • از صفحه
    673
  • تا صفحه
    688
  • كليدواژه
    آنژيوپلاستي , كسر جهشي , انفاركتوس ميوكارد
  • چكيده فارسي
    زمينه و مقدمه: مداخله عروق كرونر از راه پوست(PCI) يك راهبرد خونرساني مجدد براي افزايش طول عمر و كسر جهشي در بيماران انفاركتوس ميوكارد با بالا رفتن قطعهST  (STEMI) است، لذا هدف از اين مطالعه تعيين و ارزيابي كسر جهشي در بيماران با سكته حاد قلبي تحت  مداخله عروق كرونر از راه پوست بود. روش ‌بررسي: اين يك مطالعه توصيفي از نوع مقطعي مي‌باشد كه در سال 1401 در بيمارستان‌هاي گلستان و امام خميني اهواز  بر روي 176 بيمار انجام شد. بيماراني كه در 12ساعت اول تحت عمل آنژيوپلاستي قرار گرفتند(بدون دريافت داروي فيبرينوليتيك) و بيماراني كه طي 24ـ12 ساعت پس از مراجعه تحت آنژيوپلاستي قرار گرفتند(بعد از دريافت داروي فيبرينوليتيك)، 40 روز پس از درمان، تمامي بيماران مورد ارزيابي مجدد قرار گرفتند. بيماران بر اساس نوع ضايعه، تعداد رگ درگير، نوع رگ درگير و محل ضايعه از نظر ميزان افزايش كسر جهشي با هم مقايسه شدند. از آمار توصيفي جهت ارايه نمايش داده هاي كمي به صورت ميانگين ± انحراف معيار و براي متغير هاي كيفي به صورت درصد، جداول و نمودار ها استفاده شد. از تست كاي اسكوئر جهت مقايسه فراواني در دو گروه استفاده گرديد. جهت مقايسه ميانگين در دو گروه از آزمون  تي تست استفاده شد. براي مقايسه دو گروه مورد و كنترل از نظر فراواني هر كدام از ژنوتيپ ها نسبت شانس محاسبه شد. داده‌هاي جمع‌آوري شده با استفاده از آزمون‌هاي آماري مجذور كاي، تي تست تجزيه و تحليل شدند. يافته‌ها: بيشترين نوع ضايعه تشخيص داده شده در بيماران از نوع B (61.4 درصد) بود و شايع‌ترين رگ درگير در بيماران،  شريان كرونري نزولي قدامي چپ(60.2 درصد) بود. شايع‌ترين ناحيه درگير در بيماران مورد مطالعه، قدامي(56.8 درصد) تشخيص داده شد. تفاوت معني‌داري در افزايش كسر جهشي بين دو گروه ديده نشد(0.2=p). تفاوت قابل ملاحظه‌اي ميان كسر جهشي، 40 روز پس از درمان بر اساس ناحيه درگير ديده شده(0.001 p)، به طوري كه در ابتداي سكته قلبي و قبل از آنژيوپلاستي بيشترين و كمترين ميزان سر جهشي، به ترتيب در بيماران با درگيري در ناحيه خلفي(5.9±46.2) و قدامي(6.4±32.2) بود، پس از آنژيوپلاستي بدون توجه به زمان بيشتريتن افزايش در كسر جهشي دوم(40 روز بعد از سكته قلبي) در بيماران باداراي انسداد شريان قدامي مشاهده شد. هم‌چنين بيشترين ميزان كسر جهشي در بيماران با درگيري رگ شريان كرورنري راست(7±45.7) و كمترين ميزان كسر جهشي در درگيري رگ  كرونر نزولي قدامي چپ(6.4±32.4) ديده شد (0.001 p)، تفاوتي بين بيماران از نظر نوع ضايعه ديده نشد(0.2=p). تعداد رگ‌هاي درگير تأثيري بر ميزان EF پس از درمان نداشت(0.9=p) و هيچ ارتباط معني‌داري بين اثر ريسك فاكتورها و ميزان EF مشاهده نگرديد(0.05 p).  نتيجه گيري: بر پايه نتايج حاصله از اين مطالعه، شريان كرونري نزولي قدامي چپ و ناحيه قدامي بيشترين نواحي درگير در بيماران انفاركتوس ميوكارد با بالا رفتن قطعه ST مي‌باشند كه منجر به كاهش بيشتر كسر جهشي مي‌شوند و هم‌چنين بعد از آنژيوپلاستي، افزايش بيشتري در كسر جهشي دوم(40 روز بعد از سكته قلبي) را تجربه مي‌كنند.
  • عنوان نشريه
    ارمغان دانش
  • عنوان نشريه
    ارمغان دانش