• شماره ركورد
    1356441
  • عنوان مقاله

    بررسي رگه‌هاي كانتي در تفكر ويتگنشتاين اول و دوم

  • پديد آورندگان

    بقالي ، پرديس دانشگاه تبريز , عبدالله نژاد ، محمدرضا دانشگاه تبريز - گروه فلسفه

  • از صفحه
    1
  • تا صفحه
    19
  • كليدواژه
    نقد , مابعدالطبيعه , تجربه , منطق , زبان , عقل , گزاره , استعلايي
  • چكيده فارسي
    علي‌رغم فعاليت فلسفي ويتگنشتاين در بريتانيا و تعلق فكري وي به فلسفه تحليلي، عناصر غيرتحليلي نيز در افكار وي وجود دارد كه اين عناصر ريشه در تفكر آلماني، به ويژه فلسفه انتقادي كانت دارد. پس مي توان عناصري از افكار كانت را در فلسفه ويتگنشتاين ديد. نوشته حاضر با تمركز بر اين عناصر و رگه هاي كانتي در انديشه ويتگنشتاين از قبيل: نقد مابعدالطبيعه، ترسيم حدود حس و تجربه، تمايز ميان گفتني و شناختني/ نشان دادني، استعلايي دانستن منطق و اخلاق، مسئله علم و فلسفه و رد زبان خصوصي نشان مي دهد كه اولا،ً اين عناصر و رگه ها نه تنها در رساله بلكه در پژوهش هاي فلسفي نيز قابل ملاحظه اند. ثانياً، ميان مفسرين ويتگنشتاين در اين زمينه اختلاف نظر هايي وجود دارد. به عنوان مثال پيتر هكر با خوانش استعلايي رساله و پژوهش هاي فلسفي مخالف است و معتقد است براهيني كه ويتگنشتاين ارائه مي دهد نمي تواند صفت استعلايي به خود بگيرد و به طور كلي، كانت و ويتگنشتاين برداشت يكساني از براهين استعلايي نداشتند. سرانجام با ملاحظه و بررسي مباحث مذكور، اين پرسش مطرح مي شود كه آيا مي توانيم وجود رگه هاي كانتي مشترك در رساله و پژوهش هاي فلسفي را دليلي بر وحدت انديشه ويتگنشتاين لحاظ كنيم. در اين خصوص نيز ميان مفسرين ويتگنشتاين همواره ترديد هايي وجود دارد.
  • عنوان نشريه
    پژوهش هاي فلسفي
  • عنوان نشريه
    پژوهش هاي فلسفي