شماره ركورد
1356481
عنوان مقاله
زبانمندي، صرفِ به بيان درآوردنِ تجربهها نيست؛ (نسبت زبان و فهم نزد گادامر)
پديد آورندگان
اميني ، عبدالله دانشگاه كردستان - گروه علوم تربيتي
از صفحه
89
تا صفحه
107
كليدواژه
زبان , فهم , زبانمندي فهم , تفسير , هرمنوتيك فلسفي , گادامر
چكيده فارسي
كانون بحث هرمنوتيك فلسفيِ گادامر مسئله فهم و بهنحو دقيقتر، نحوۀ رخدادِ فهم در مواجهۀ ما با جهان همچون يك «متن» است. گادامر درصدد پديدارشناسيِ فهم، بيان شرايطِ امكانِ فهم و چگونگيِ رخ دادنِ آن است. ادعاي تحريكبرانگيز او اين است كه «هرگونه» مواجهۀ ما با جهان، كه از آن به فهم (يا تفسير) تعبير ميكنيم، با وساطت زبان انجام ميشود. فرايند تفسير همانا فهمِ زبانيِ ما از جهان است. جهانشموليِ اين درك زباني از جهان تا آنجاست كه حتي در مواقعي كه بهظاهر زبان «تعليق» ميشود، باز براي بحث از اين نارسايي ناچاريم كه به خود زبان پناه ببريم. اين يكي از ابعاد «رازآلودِ» زبانمندي آدمي است. بُعد ديگر به اين واقعيت بازميگردد كه زبان همانند جهان هيچگاه بهطور كامل تن به «عينيتبخشي» نميدهد و بهمث5ابه يك كلِ يكپارچه به آگاهي ما داده نميشود، چراكه خودش شرط هرگونه آگاهي و فهم است. پرسشهايي كه محور بحث اين نوشتار را تشكيل ميدهند، بدين قرار است: آيا گادامر با تأكيد بر درهمتنيدگيِ زبان و فهم (زبانمندي فهم)، صرفاً ميكوشد همان ادعاي ديرينه در باب نسبت زبان و تفكر را به ما يادآوري كند، يا ادعايِ بنياديتري در ذهن دارد؟ آيا او با تمركز بر زبانمندي ذاتيِ فهم آدمي ميخواهد ناكرانمندي مرزهاي زبان را به ما گوشزد كند يا بر مرزها و محدوديتهاي آن تأكيد دارد؟ نهايتاً اينكه اين ناسازگاري ظاهري در عبارات گادامر را چگونه ميتوان حل كرد كه يكبار فهمِ زباني و ويژگي زبانمندي را به خود انسان هنگام مواجهه با جهان نسبت ميدهد و يكبار بهشيوۀ پديدارشناختي، زبان را «زبانِ خود چيزها» ميداند؟ ما در طي اين نوشتار، ضمن روشننمودنِ دلالت زبان و فهم و نسبت آنها با هم نزد گادامر، كوشيدهايم به پرسشهاي مذكور بهنحو ضمني پاسخ دهيم با تأكيد بر اينكه مقصود گادامر از زبانمندي به صرف به قالب كلمات درآوردنِ (به بياندرآوردن) تجربهها محدود نميشود، بلكه اين امر تنها نمود بيروني و انضماميِ بُعد زبانمنديِ فهم ما را شامل ميشود.
عنوان نشريه
پژوهش هاي فلسفي
عنوان نشريه
پژوهش هاي فلسفي
لينک به اين مدرک