شماره ركورد
1356486
عنوان مقاله
نقدي بر خوانش غالب از ويتگنشتاينِ كريپكي
پديد آورندگان
حسينخاني ، علي موسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران - گروه مطالعات علم
از صفحه
201
تا صفحه
221
كليدواژه
سول كريپكي , لودويگ ويتگنشتاين , كريپكنشتاين , جورج ويلسون , جان مكداول , واقعگرايي كلاسيك
چكيده فارسي
در اين مقاله، درباره تفسير گروهي از فلاسفه، همچون هكر، بِيكر، مكداول و مكگين از استدلال و پاسخ شكگرايانه ويتگنشتاينِ كريپكي يا كريپكنشتاين بحث خواهيم كرد و نشان داده خواهد شد كه بخشي از تفسير اين فلاسفه و بنابراين انتقاداتي كه آنها بر اساس اين تفسير ارائه ميكنند، نادرست است. بر اساس استدلال كريپكنشتاين، هيچ فكت يا امر واقعاي در مورد اينكه اظهارات يك شخص چه معنايي دارند وجود ندارد. كريپكي مدعي است كه اين نتيجه شكگرايانه به پارادوكس معروفي ختم ميشود كه ويتگنشتاين در بند 201 تحقيقات فلسفي خود به آن اشاره ميكند. بر اساس خوانش كريپكي، ويتگنشتاين با شكاك در مورد نتيجه شكگرايانه استدلال شكگرا همراهي دارد. گروهي از فلاسفه اين مدعا را در تعارض با ديدگاه ويتگنشتاين دانسته و مدعياند كريپكي بحث اصليِ ويتگنشتاين در اين بند را متوجه نشده است. به نظر آنها، هدف ويتگنشتاين نشان دادن اين است كه پارادوكس مذكور برآمده از يك بدفهمي فلسفي است؛ پس برخلاف مدعاي كريپكي، پارادوكس را نميپذيرد. در اين مقاله، با بهرهگيري از خوانش جورج ويلسون از استدلال كريپكنشتاين، تمايزي ميان دو نتيجه استدلال شكگرايانه پررنگ و بر اساس آن، درستي انتقادات فوق از كريپكنشتاين ارزيابي ميشود. بيان خواهد شد كه فلاسفه مذكور در اين مدعا كه كريپكنشتاين، پارادوكس را ميپذيرد در اشتباهاند.
عنوان نشريه
پژوهش هاي فلسفي
عنوان نشريه
پژوهش هاي فلسفي
لينک به اين مدرک