• شماره ركورد
    1356848
  • عنوان مقاله

    علماي شيعه و استفاده از علوم جديد براي تبليغ دين در دوران قاجار: تفسير و تأويل متن مقدس نزد محمدحسين كاشف الغطاء

  • پديد آورندگان

    گميني ، اميرمحمد دانشگاه تهران - پژوهشكده تاريخ علم، دانشكده الهيات ومعارف اسلامي

  • از صفحه
    65
  • تا صفحه
    91
  • كليدواژه
    اعجاز علمي قرآن , خورشيدمركزي , علم و دين , محمدحسين كاشف‌الغطاء , نجوم جديد , نظريۀ تكامل
  • چكيده فارسي
    از زمان گسترش علوم جديد در قرن هفدهم ميلادي، رهبران مذهبي از آن براي تطبيق و تبليغ دين خود استفاده كردند. علماي مسيحي ايتاليايي پيترو دلاواله (1586-1652م) را به شرق فرستادند كه نسخه‌هاي زبان اصليِ كتاب ايوب را بيابد تا معلوم شود آيا مي‌توان ظاهرِ آيات مربوط به آسمان‌هاي جامد را طوري تأويل كرد كه با حذف افلاك در نجوم تيكو براهه هم‌خواني داشته باشد. او و ديگر هيئت‌هاي تبشيري مسيحي به هدف تبليغ مسيحيت علوم جديد را به شرق آوردند. در مقابل ايشان، علماي مذاهب بومي نيز از همين طريق براي حفظ و تبليغ دين خود در برابر مسيحيت سود بردند. در چين و ژاپن و هند، علماي كنفوسيوسي و بودايي و تائويي و هندو نشانه‌هاي از نجوم جديد را در متون خود يافتند. علماي مسلمان نيز به نوبۀ خود انديشۀ اعجاز علمي قرآن را مطرح كردند. در ميان علماي شيعۀ متشرعه در قرن نوزدهم، هبةالدين شهرستاني (1301-1386ق) آثاري در هماهنگي نجوم جديد با آيات و روايات شيعي نوشت و مفهوم اعجاز علمي قرآن و روايات شيعه را عرضه كرد. اين انديشه در ميان علماي بزرگ شيعه هم طرفداراني پيدا كرد، اما بعضي علما موافق اين رويه نبودند. شيخ محمدحسين كاشف‌الغطاء (1294-1373ق) عالمي نوگرا بود كه خورشيدمركزي را پذيرفته بود و نجوم قديم بطلميوسي را غيرمستدل مي‌‌دانست، ولي معتقد بود «ظاهر» آيات بيشتر با نجوم قديم سازگار است تا با خورشيدمركزي و در نتيجه، «اعجاز علمي» مورد نظر هبةالدين شهرستاني را در آن‌ها نمي‌ديد. البته او معتقد بود كه با تفسير درست مي‌توان آيات را با علوم جديد هماهنگ ساخت. او نظريۀ تكامل را نيز بدون حواشي مادي آن مي‌پذيرفت ولي نظريۀ تكامل انسان را رد مي‌كرد. كاشف‌الغطاء مي‌دانست ظاهر بسياري روايات نه تنها با خورشيدمركزي، بلكه با نجوم قديم هم سازگاري ندارد و چاره‌اي جز تأويل يا رد اين روايات نيست. به عقيدۀ او اين رويه را بايد در بارۀ روايات استقرار زمين روي شاخ گاو و ماهي و در بارۀ روايات كسوف‌وخسوف به كار بست. در اين مقاله ضمن بررسي عباراتي از آثار مختلف كاشف‌الغطاء، به بررسي پرسش‌وپاسخي در كتاب الفردوس الأعلي مي‌پردازيم. مقاله نشان مي دهد كه او با نفي هيئت قديم، راهي پيدا مي‌كند تا با استفاده از مفاهيم هيئت جديد، تفسيري از آيات و روايات در بارۀ «كرسي و عرش» بيابد كه با نجوم جديد در تعارض نباشد.
  • عنوان نشريه
    تاريخ علم
  • عنوان نشريه
    تاريخ علم