شماره ركورد
1358116
عنوان مقاله
بررسي تطبيقي عنصر زمان در رمانهاي دايي جان ناپلئون و دنكيشوت
پديد آورندگان
سبزوار قهفرخي ، آرزو دانشگاه علامه طباطبائي , حاجي آقابابايي ، محمدرضا دانشگاه علامه طباطبائي - گروه زبان و ادبيات فارسي
از صفحه
175
تا صفحه
203
كليدواژه
روايت شناسي , زمان , دن كيشوت , دايي جان ناپلئون
چكيده فارسي
يكي از رويكردهايي كه ميتوان بر اساس آن به مطالعه تطبيقي دو اثر پرداخت، رويكرد روايت شناسانه است. در پژوهش حاضر به مقايسهي تطبيقي يكي از عناصر روايي(زمان دستوري) در دو رمان دن كيشوت و دايي جان ناپلئون پرداخته شده است. زمان يكي از عناصري است كه به روايت و داستان هويت ميبخشد و با سه مؤلفهي نظم و ترتيب، تداوم و بسامد تعريف ميشود. در هر دو رمان، نويسندگان با آوردن توصيفهاي دقيق و جزئي سعي دارند از سرعت روايت بكاهند تا خواننده بيشتر درگير رمان شود و همزادپنداري با شخصيتها و تجسم داستان برايش ممكن گردد. موضوع جنگ و سفر در هر دو داستان، نقش كليدي داشته و بيشتر جنبهي خيالي دارند. توصيف رويدادهايي كه در خلال اين جنگها و سفرها اتفاق ميافتد، در رمان دنكيشوت موجب پيشبرد داستان ميشود، ولي در رمان داييجان ناپلئون به ايجاد فضايي طنزآميز و گسترش زماني كمك ميكند. رمان دايي جان ناپلئون بيشتر ديالوگمحور است، از اين رو روايت عمدتاً داراي شتاب ثابت و همساني زمانيست، اما تداوم زماني در رمان سروانتس به دليل اطناب فراوان، شتاب منفي دارد. بسامد در دو رمان بسامد مفرد است كه با توجه به سبك روايت هر دو اثر و رئاليستي بودن آنها دور از انتظار نيست. اگرچه از ديگر انواع بسامد نظير بسامد مكرر در هر دو اثر استفاده شده است؛ ولي بسامد مفرد همچنان بيشترين كاربرد را داراست. يافتن وجوه مشترك ميان دو رمان، اين ذهنيت را پديد ميآورد كه ايرج پزشكزاد، در نوشتن داييجان ناپلئون، نگاهي به رمان دن كيشوت داشته است.
عنوان نشريه
ادبيات تطبيقي - دانشگاه شهيد باهنر كرمان
عنوان نشريه
ادبيات تطبيقي - دانشگاه شهيد باهنر كرمان
لينک به اين مدرک