• شماره ركورد
    1358120
  • عنوان مقاله

    بررسي تطبيقي «عشق» در داستان «از خم چنبر» دولت‌آبادي و داستان «هرگز رهايم مكن» ايشيگورو بر اساس نظرية «مثلث عشق استرنبرگ»

  • پديد آورندگان

    محمدي‌زاده ، پروين دانشگاه آزاد اسلامي فارس واحد اقليد , رفيعي ، زهرا دانشگاه آزاد اسلامي واحد شيراز - گروه زبان و ادبيات فارسي , تقيه ، محمدرضا دانشگاه آزاد اسلامي واحد اقليد - گروه زبان و ادبيات فارسي

  • از صفحه
    317
  • تا صفحه
    346
  • كليدواژه
    از خم چنبر , هرگز رهايم مكن , عشق , صميميت , شور و شوق , تعهد
  • چكيده فارسي
    اين مقاله در زمينۀ ادبيات تطبيقي با استفاده از نظريۀ روانشناختي «مثلث عشق» استرنبرگ، به بررسي «عشق»، يكي از رايج‌ترين مضامين ادبيات داستاني، در دو رمان داخلي و خارجي معاصر پرداخته‌است. از نظر استرنبرگ، عشق داراي سه مؤلفه شامل «صميميت»، «هوس» و «تعهد» است. بر اساس چگونگي تركيب اين مؤلفه‌ها با يكديگر هشت نوع عشق به وجود ‌مي‌آيد؛كه عبارتند از: «فقدان‌عشق»، «دوست‌داشتن»، «شيفتگي»، «عشق‌پوچ»، «عشق‌رمانتيك»، «عشق‌رفاقتي»، «عشق‌ابلهانه» و «عشق‌كامل». اين پژوهش، مؤلفه‌هاي مذكور را در دو داستان «از خم چنبر» اثر «محمود دولت‌آبادي» نويسندۀ معاصر ايراني، و داستان «هرگز رهايم مكن» اثر «كازئوو ايشيگورو»، نويسندۀ معاصر ژاپني- بريتانيايي، شناسايي و انواع عشق را مشخص كرده‌است؛ تا ديدگاه دو نويسنده را در چگونگي بيان «عشق» به دست‌دهد و با يكديگر مقايسه كند. اين پژوهش از نوع توصيفي- تحليلي است و گردآوري داده‌ها به‌صورت كتابخانه‌اي انجام‌ شده‌است. براساس يافته‌هاي اين تحقيق، مؤلفۀ «صميميت» و «عشق دوستانه يا رفاقتي» در رمان «ايشيگورو»، بيشتر به تصوير كشيده ‌شده‌است. در رمان دولت‌آبادي، هر سه مؤلفه‌، به‌صورت متنوع‌تري روايت ‌مي‌شود؛ در هيچكدام از رمان‌ها عشق آرماني يا عشق كامل وجود ندارد بلكه عشق از نوع «پوچ و ابلهانه» بيشتر به چشم مي‌خورد.
  • عنوان نشريه
    ادبيات تطبيقي - دانشگاه شهيد باهنر كرمان
  • عنوان نشريه
    ادبيات تطبيقي - دانشگاه شهيد باهنر كرمان