• شماره ركورد
    1358418
  • عنوان مقاله

    پيوند عقل و عشق در معني دادن به زندگي، در مثنوي مولانا

  • پديد آورندگان

    شهرياري ، ليلا دانشگاه آزاد اسلامي واحد گچساران - گروه زبان و ادبيات فارسي , اسماعيلي ، حسين دانشگاه آزاد اسلامي واحد گچساران - گروه زبان و ادبيات فارسي , شفيعي ، محمد دانشگاه آزاد اسلامي واحد گچساران - گروه فقه و مباني اسلامي

  • از صفحه
    286
  • تا صفحه
    311
  • كليدواژه
    مثنوي , عشق , عقل , معناي زندگي
  • چكيده فارسي
    اگرچه مولانا در پاسخ به اين پرسش كه «معناي زندگي چيست؟» به صراحت سخن نمي‌گويد، در عمل، تمام آن چه در مثنوي گفته به نوعي با زندگي و معناي آن سروكار پيدا مي‌كند. زيرا مثنوي از آغاز تا انجام،  مخاطبي ره گم‌كرده را در نظر دارد، كه جاي خالي معنا را در زندگي‌اش احساس مي‌كند؛ اما مشغله‌هاي زندگي مادي، راه ورود او را به زندگي معنوي مسدود كرده است. از آنجا كه هركس به شيوه‌اي خاص به زندگي معنا مي‌دهد، مولانا در خلال ارائه تصويري از مولفه‌هاي زندگي معنادار خود، مي‌خواهد به مخاطب در، يافتن اين مؤلفه‌ها كمك كند. امّا البته يافتن نشانه‌ها كه در زندگي شكوهمند، ژرف و گستردۀ مولانا، با توجه به نظم پريشان مثنوي، آسان نيست. اما از آن جا كه جهان بيني مولانا، از دو سرچشمۀ عقل و عشق آب بر مي‌گيرد، او اين دو را در جهت دادن به زندگي هر انساني، مقوله‌هايي تعيين كننده به شمار مي‌آورد. مقالۀ حاضر با اين فرض آغاز مي‌شود كه عقل و عشق و ملايمات هر يك، به مثابۀ دو مقولۀ متقابل و متعامل كه اصلي ترين مولفه‌هاي زندگي معنادار است، توانايي آن را دارند كه اولاً هر معنايي را كه در نهايت عاطفي يا عقلاني است، از صافي خود عبور دهند و ثانياً گنجايش آن را دارند كه هر انديشۀ متقابلي به ياري آن‌ها تأويل گردد. اين مقاله كه داده‌هايش با روش كيفي تحليل و توصيف شده با هدف نشان دادن پيوندپذيري عقل و عشق به مثابۀ دو مولفۀ اصلي زندگي مادي و معنوي انسان، نگارش يافته است. مهم ترين دستاورد اين پژوهش اين است كه زندگي هر انسان، تنها مي‌تواند در پيوند عقل و عشق، معنادار شود. زيرا عقل حوزۀ خردمندانه و عشق قلمرو عاطفي زندگي را به مثابۀ دو ساحت بنيادين وجود او، تكامل مي‌بخشد.
  • عنوان نشريه
    تفسير و تحليل متون زبان و ادبيات فارسي (دهخدا)
  • عنوان نشريه
    تفسير و تحليل متون زبان و ادبيات فارسي (دهخدا)