• شماره ركورد
    1358433
  • عنوان مقاله

    نظريۀ زمينه‌اي مانع‌هاي گذار به فرهنگ سياسي مردم‌سالار و مشاركتي در افغانستان

  • پديد آورندگان

    حسني فر ، عبدالرسول دانشگاه سيستان و بلوچستان - دانشكدۀ ادبيات و علوم انساني - گروه علوم سياسي , ضربي قلعه حمامي ، شكيب دانشگاه سيستان و بلوچستان - دانشكدۀ ادبيات و علوم انساني

  • از صفحه
    51
  • تا صفحه
    73
  • كليدواژه
    افغانستان , تحليل زمينه‌مند , فرهنگ سياسي , مردم‌سالارسازي , مشاركت سياسي
  • چكيده فارسي
    اين پژوهش با هدف شناخت مانع‌ هاي گذار فرهنگ سياسي افغانستان به فرهنگ سياسي مردم‌سالار و مشاركتي انجام شده است. سال‌هاست افغانستان درگير دوقطبيِ دولت‌هاي انحصارگر قومي و رانتي و البته امارت طالبان با كانون پشتون‌گرايي است و نه تنها پيشرفتي در مسير مردم‌سالارسازي نداشته است بلكه آشكارا اين عقب‌ماندگي با توجه به وضعيت مشاركت سياسي، حضور نخبگان سياسي و نقش زنان در جامعه ديده مي‌شود. اين مقاله در پي پاسخ به اين پرسش است كه مهمترين مانع ‌هاي گذار فرهنگ سياسي افغانستان به فرهنگ سياسي مردم‌سالار و مشاركتي چيست؟ فرضيۀ نويسندگان اين است كه مهمترين مانع ‌ها را بايد در ضعف‌ هاي ساختاري و فساد اداري گسترده در نظام سياسي افغانستان جستجو كرد.در اين پژوهش كه با روش تحليل زمينه‌مند اشتراس و كوربين انجام شده است، پس از مصاحبۀ نيمه‌ساختاريافته با 35 نفر از مردم افغانستان با تنوع قومي، مذهبي و جنسيتي كه با نمونه‌گيري تعمدي يا قضاوتي شناسايي شدند، به 120 مفهوم و 35 مقولۀ اصلي و فرعي رسيد كه سرانجام به شكل‌گيري هستۀ محوري «مانع‌هاي گذار به فرهنگ سياسي مردم‌سالار و مشاركتي در افغانستان» منجر شد. نتايج اين پژوهش نشان مي‌دهد كه به‌دليل ضعف نهادهاي سياسي مانند احزاب و مجلس‌ و ناكارامدي دولت قومي كه درگير فساد است و اقدام به‌حاشيه‌راندن زنان و حذف نخبگان سياسي كرده است، مردم در شرايط نداشتن مشاركت سياسي، از دولت‌ها نيز به‌دليل فساد ساختاري و اداري نااميد شده‌اند. پيامد اين چرخه كه سال‌هاست در افغانستان وجود دارد، سبب شده است مردم‌سالاري به‌دليل مديريت نادرست در اين كشور و حاكميت مطلق منافع قومي و همچنين رشدنكردن نگرش سياسي مردم، همچنان دور به‌نظر برسد.
  • عنوان نشريه
    مطالعات اوراسياي مركزي
  • عنوان نشريه
    مطالعات اوراسياي مركزي