شماره ركورد
1358439
عنوان مقاله
تعامل حق تعيين سرنوشت و اصل يكپارچگي سرزميني درمنطقۀ خومختار اوستياي جنوبي و جمهوري خودمختار آبخازيا
پديد آورندگان
رهامي ، روح الله دانشگاه تهران - دانشكده حقوق و علوم سياسي - گروه روابط بين الملل , بهمني قاجار ، محمد علي دانشگاه تهران
از صفحه
197
تا صفحه
221
كليدواژه
جدايي چارهساز , حق تعيين سرنوشت , ممنوعيت پيوستهسازي , يكپارچگي سرزميني , منطقۀ خومختار اوستياي جنوبي , جمهوري خودمختار آبخازيا
چكيده فارسي
همواره بر تعامل اصل حق تعيين سرنوشت و مصونيت يكپارچگي سرزميني كشورها بهعنوان دو قاعدۀ بنيادينِ حقوق بينالملل تأكيد شده است. ازاينرو حق تعيين سرنوشت در چارچوب بازداشتن اشغالگري و استعمارزدايي تعريف شده است تا با يكپارچگي سرزميني دولتها سازگار باشد. در دوران پسااستعماري نيز جنبۀ داخلي حق تعيين سرنوشت به معناي مشاركت برابر سياسي و حفظ حقوق و آزاديهاي فرهنگي قرار گرفته و بارها بر مشروعيتنداشتن جداييخواهي تأكيد شده است. با وجود اين، نظريۀ جدايي چارهساز مستندِ گروههاي جداييخواه و برخي كشورها شده است تا مدعي حقِ جداييخواهي در شرايط استثنايي باشند. در سال 2008 جداييخواهان استان اوستياي جنوبي و جمهوري خودمختار آبخازيا با استناد به نظريۀ جدايي چارهساز با صدور بيانيهاي از گرجستان اعلام استقلال كردند و دولت روسيه نيز بيدرنگ استقلال اين مناطق را بهرسميت شناخت. اين پرسش مطرح است كه مشروعيت استقلال اوستياي جنوبي و آبخازيا از گرجستان از ديدگاه حقوق بينالملل چگونه قابل ارزيابي است؟ در پاسخ اين فرضيه مطرح ميشود كه جدايي اوستياي جنوبي و آبخازيا با برقراري نوعي تعامل و توازن ميان دو اصل حق تعيين سرنوشت و مصونيت يكپارچگي سرزميني دولتها قابل تحليل است. روش اين نوشتار كيفي مبتني بر تحليل محتوا با رويكرد توصيفي-تحليلي است و با استفاده از منابع كتابخانهاي و اينترنتي شامل اسناد، آرا، گزارش، كتاب، مقالههاي چاپي و اينترنتي انجام شده است. براساس دستاوردهاي اين نوشتار، توسل به مفهوم جدايي چارهساز در مورد اعلام استقلال آبخازيا و اوستيايي جنوبي بهدليل اهميت اصل يكپارچگي سرزميني در حقوق بينالملل و نبود پيششرطهايي چون نسلكشي و توسل به اين مفهوم بهعنوان آخرين راهحل، مشروعيت قانوني ندارد.
عنوان نشريه
مطالعات اوراسياي مركزي
عنوان نشريه
مطالعات اوراسياي مركزي
لينک به اين مدرک